سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
درباره وبلاگ


عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی فسا،مترجم،مؤلف،خوشنویس
آرشیو وبلاگ
لوگو
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی فسا،مترجم،مؤلف،خوشنویس
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 196
  • بازدید دیروز: 882
  • کل بازدیدها: 2141650



زبان * خط * سخن * صفحه شخصی : ابوالقاسم آوند




What is MOOD?

The mood of a verb is : the characteristic of a verb that shows the manner in which a statement is regarded by the writer.

ویژگـــی فعل است که نشان می دهد چطور نویسنده ای طرز و روش وقوع فعلی را در جمله لحاظ کرده است.

Mood به سه نوع تقسیم می شود:

1)      Indicative mood حالت خبری و پرسشی فعل 

2)    Imperative mood حالت امری فعل

3)    Subjunctive mood حالت شرطی فعل

  ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

Indicative mood = form of a verb used to make a statement or ask a question

شکل فعلی است که برای جمله های خبری و پرسشی استفاده می شود.

She drives well.

Is she driving now?

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

Imperative mood = verb construction used in giving commands

ساختار فعلی است که برای امر کردن به کار می رود.

Go home!

Stop smoking!

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

Subjunctive mood = form of a verb used to express doubts , possibilities , desires , and conditions contrary to the fact.

 

ساختار فعلی است که برای بیان تردید ، احتمال ، خواسته ها ، و موقعیت هایی که بر عکس وضع موجود است.

I doubt that she will ever become a chairperson.

If he were here, this problem would vanish.

اگر این جا بو د ، این مشکل نبود.

 

 




موضوع مطلب :


پنج شنبه 86 مرداد 11 :: 11:46 صبح ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند

Subject-verb Agreement

تطابق فعل با فاعــــل (1)

اگر کلمه های زیر به عنوان فاعل جمله واقع شوند ، همیشه فعل مفرد می گیرند.هر چند برخی از این کلمه ها معنای جمع دارند ، ولی همیشه  به فعل مفرد نیاز دارند.

Everyone

Everyone is ready.

نکته : این جمله را می توان بجای All the people are ready. به کار برد.

Everybody

Everybody is ready.

نکته : هیچ فرقی بین everybody  و everyone  وجود ندارد.

Everything

Everything has been wasted.

نکته : ترجیحاً از everything بجای All(the)things  استفاده می کنیم.

Someone

Someone wants to speak to you on the phone.

 

Somebody

Somebody has called you two times.

نکته : Somebody با Someone هم معنا هستند.

Something

Something is wrong.

 

Anyone

If anyone calls , tell him to call me back.

 

نکته : anyone همان everyone است.

Anybody

If anybody calls , tell him to call me back.

 

Anything

Is anything O.K.?

نکته : anything با everything  یکی است.

No one

No one understands me – not even my psychiatrist.

 

Nobody

Nobody has ever climbed this mountain.

نکته : Nobody را هر جا که No one به کار می بریم ، می توان استفاده کرد.

Nothing

There is nothing in the room; it is completely empty.

 

Each

Each girl in the class has her own desk.

 

Either

Either of these knows the way.

نکته : any one of the two یکی از این دو راه را بلد است.

Neither

Neither of them knows the way ,do they ?

 

 




موضوع مطلب :


پنج شنبه 86 مرداد 11 :: 11:38 صبح ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند

 

 

 

We  ضمیر اول شخص جمع ، به لحاظ ساختاری جمع است و عموماً به معنی " من و گروهی که من جزو آن ها هستم " می باشد ولی ظاهراً این تمام معنای We  نیست. با ذکر مثال مطلب را روشن می کنم. به این جمله دقت فرمائید:    

 "We are not pleased.( ما خوشحال نیستیم.)

"این جمله را به یکی از هفت صورت زیر می توان تعبیر و  تفسیر کرد.

  • این شخص و من خوشحال نشدیم.
  • شما و من خوشحال نشدیم.
  • شما ، این شخص و من خوشحال نشدیم.
  • این گروه،که من جزو آن هستم و شما جزو آن نیستید ، خوشحال نیست.
  • ما مردم ، خوشحال نیستیم.
  • من خوشحال نیستم.
  • شما خوشحال نیستید.

    ادامه مطلب ...


    موضوع مطلب :

    شنبه 86 تیر 16 :: 7:38 صبح ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند

    Levels of Generality

    by using expressions of :

    Probability , Frequency , Quantity

     

    به جدول زیر نگاه کنید:

    Expressions of probability

    قیود احتمال

    Expressions of Frequency

    قیود تکراری

    Expressions of Quantity

    قیود کمیت

    probably

    usually

    Most

    ------

    often

    Many

    May / possible

    Sometimes

    Some

    unlikely

    rarely

    Few

    + چنان چه ملاحظه می کنید  واژه های ستون Expressions of probability

     از بالاترین درجه ی احتمال یعنی probably شروع و به پائین ترین سطح احتمالunlikely ( این احتمال وجود ندارد) ختم می شود و در مورد دو ستون دیگر نیز چنین است یعنی از بالاترین سطح تکرار وقوع فعل در مورد قیود تکراری از usually( معمولاً) شروع و یا از بیشترین تعداد Most شروع و به پائین ترین سطح تعداد دفعات وقوع فعل به rarely ( به ندرت) و به کمترین تعداد few ختم می شوند.

    + چنان چه ملاحظه می کنید  واژه های هر ردیف در یک سطح کلیgenerality قرار دارند. به طور مثال در ردیف اول :

    probably

    usually

    Most

    از یک سطح کلی برخوردارند یعنی این که می توان یک مفهوم را با استفاده از واژه ها و یا قید های هر ردیف به دو صورت بیان کرد. به این مثال توجه کنید :

    Most airline pilots require a knowledge of English.

    بیشتر خلبانان به معلومات زبان انگلیسی نیاز دارند.

    از آن جایی که Most با probably  دریک سطح کلی level of generality))  قرار دارد ، همین جمله را می توان چنین بیان کرد:

    It is probable that pilots require a knowledge of English.

    احتمال زیادی وجود دارد که خلبانان به معلومات انگلیسی نیاز داشته باشند.

    و یا گفت :

    Pilots usually require a knowledge of English.

    خلبانان معمولاً به معلومات زبان انگلیسی نیاز دارند.

    + چنان چه ملاحظه می کنید قید های ردیف چهارم

    unlikely

    rarely

    Few

    در یک سطح کلیgenerality قرار دارند.

    بنابر این می توان به جای این جمله :

    It is unlikely that a personal assistant will be successful in her career without a knowledge of English.

    این احتمال وجود ندارد که یک دستیار فردی در حرفه اش بدون (داشتن) معلومات زبان انگلیسی موفق باشد.

    این جمله را ( با استفاده از قید کمیت few) و با یک مفهوم می توان بیان کرد.

    Few personal assistants will be successful in their careers without a knowledge of English.

    و یا با استفاده از قید تکرار rarely ( به ندرت):

    Personal assistants will rarely succeed in their careers without a knowledge of English.

     

     

     

     

     




    موضوع مطلب :


    یکشنبه 86 تیر 10 :: 2:57 عصر ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند

    Patten 4: sub + vt + do + to + Io

    الگوی چهارم  : فاعل+ فعل متعدی + مفعول مستقیم + حرف اضافه to + مفعول غیر مستقیم  

                Exp: Amir gave a dictionary to Reza.

                             Sub     vt              do     prep. Io

    مفعول غیر مستقیم + حرف اضافه to + مفعول مستقیم + فعل متعددی + فاعل

    برخی از افعال متعددی که در این الگو مورد استفاده قرار می گیرند.

          

      Bring/ deliver/ feed/ give/ hand/ maig/ offer/ pass/ pay/ present/ read/ sell/ send         show/ teach/ tell/ write/ 

     

     

     

          _ He`s bringing his frinds a long to the party.

           _ The mailman delivers the mail to our house.

      

    _You ought to give that book to the teacher.

     

    _He handed all his money to me.

     

    _ I mailed a birthday card to may friend.

     

    _He didn`t offer a cup of tea to me.

     

    _ He passed the ball to another player.

     

    _ I paid a dollar to him for washing the car.

     

    _He`s presenting a program to him.

     

    _ He was reading the letter to the children.

     

    _ I`ll sell it to you for $ 50.

     

    _ He sent a measage to her.

     

    _ He showed great kindness to me.

     

    _He is teaching Quran to the children.

     

    _ I told my name to him .

     

    _ He promised to write a letter to me .

     

    در این الگو می توان جای مفعول مستقیم و غیر مستقیم را با برداشتن حرف اضافهto تغییر داد.

    Amir gave a dictionary to Reza.

     Amir gave Reza a dictionary .

    Sub    vt      Io            do

    PATTERN  5:  sub + vt + do + for + Io   

    فاعل + فعل متعددی + مفعول مستقیم + حرف اضافه for + فعل غیر مستقیم

     

    چنانچه می بینید ، حرف اضافه قبل از مفعول مستقیم for می باشد.

    Amir bought  a dictionary for Reza .

    برخی از افعال متعددی  که در این الگو استفاده  می شود عبارتند از:

    bake/ boil/ biuld/ buy/ choose/ cook/ do/ draw/ find/ get/ make/ mix/ order/ paint/ parepare/ save/ wash/.

     جملات مثال:

    _ Please, boil an egg for me.

     

    _ He`s building a school for the handicapped.

     

    -My father brought a present for me

    در این الگو نیز مانند الگوی چهارم می توان جای مفعول غیر مستقیم را با مستقیم با برداشتن حرف اضافه for.  تغییر داد.

    Amir bought a dictionary for Reza.

     

    Amir bought Reza a dictionary.

    Sub + vt + Io + do

    مفعول مستقیم + مفعول غیر مستقیم + فعل متعددی + فاعل

      

    PATTERN 6: sub + vt + do + to + Io

                     Sub + vt + do + for + Io    

    *نکته مهم: در این الگو مفعول مستقیم همیشه بعد از فعل متعددی قرار می گیرد .

    Some verbs requiring “to”:

     

    explain / introduce / remember / repeat / say /

     

    _He explained the problem to the students.

    _The boss introduced the new assistant to the clerk.

    _ Please remember me to your parents.

    _ He repeated his address to us.

    _He`s saying his prayer to God.

     

    Some verbs requiring “for”

     

    Answer / close / canfirm / fix / keep / open / pronounce / sign / translate /

     

    _ Today is closing day for applications.

    _ My mather fixed a sandwich for me.

    _She opened the door for me.

     

    نکته مهم: هر گز در این الگو جا مفعول مستقیم و غیر مستقیم را نمی توان تغییر داد.

    همیشه مفعول مستقیم بعد از فعل متعددی قرار می گیرد.




    موضوع مطلب :


    یکشنبه 86 خرداد 27 :: 7:53 صبح ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند

    Contraction

    مخفف ها

    مخفف ها از ترکیب دو کلمه ساخته می شوند . این ترکیبهای مخفف یک یا چند حرف را از دست داده اند . این حرف ها جای خود را به آپاسترف (, ) می دهند .

    ( آپاسترف جای حرف ها می نشیند). مخفف ها یا با ترکیب یک فعل کمکی با not  ویا با ترکیب یک ضمیر با یک فعل کمکی ساخته می شوند معمول ترین مخفف ها در جداول ذیل آورده شده است.

     

     

    1)     not جدول مخفف ها ( ترکیب یک فعل کمکی با

     

              are not = aren`t

            

              cannot / can not = cannot

            

              could not        couldn`t

     

     

               did not           didn`t

     

               does not         doesn`t

     

               do not            don`t

     

               has not           hasn`t

     

              have not         haven`t

     

             had not           hadn`t

     

             is not               hadn`t

      

             should not         shouldn`t

     

             were not            weren`t

     

             will not              won`t

      

             would not          wouldn`t

     

    2)     جدول مخفف ها (ترکیب ضمیر + فعل کمکی)

     

    I am            I`m

     

    I have         I `ve

     

    I will          I `ll

     

    We were       we`re

     

    We have       we`ve

     

    We will        we`ll

     

    We shall       we`ll

     

    We would     we`d

     

    We had         we`d

     

    They have     they`ve

     

    They will       they`ll

     

    They would   they`d

     

    I shall        I`ll

     

    I would     I`d

     

    I should    I`d

     

     

    You have       you`ve

     

    You will         you`ll

     

    You would     you`d

     

    You had         you`d

     

     

    He is               he`s

     

    He has            he`s

     

    He will           he`ll

     

    He would       he`d

     

    He had           he`d

     

     

    She is             she`s

     

    She hase        she`s

     

    She will         she`ll

     

    She would     she`d

     

    She had         she`d

     

     It is                it`s

     

    It has             it`s

     

    It will            it`ll

     

    We are          we`re

     

    They had       they`d

     

    You are         you`re

     




    موضوع مطلب :


    یکشنبه 86 خرداد 27 :: 7:52 صبح ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند

     

     

    Request is to ask your hearer whether he is willing or able to do something.

    درخواست یعنی این که از شنونده بپرسیم آیا می خواهد یا می تواند.

     

    کاری یا چیزی را انجام دهد یا نه . بنابراین از فعلهای کمکی  will , would برای willingness  یا خواستن و از can  و could  برای ability یا توانستن استفاده می کنیم .

     

    Can every one be quiet  for a minute, please?

     

    Could you lend me  $ until tomorrow? OK. Here it is.

     

    (Could is often more polite than “can”.)

     

     

    Will you pass the salt, please?

     

    Would you please pass the salt? Yes, certainly.

     

    (would is more tactful than “will”)

     

    نکته 1) ting) , would like  ) mind نیز برای ساختن جمله های در خواستی requestre به کار می روند.

     

    Do you mind waiting a moment? No, I’ll wait.

     

    Would you mind waiting a moment?                    

     

    Would you like to lay the table for me? Yes, of course.

    نکته 2) do you like …? برای ساخت این جملات به کار نمی روند.

     

    Do you like to lay the table for me?

     

    نکته 3) اگر از کسی بخواهیم چیزی به ما دهد از we/ can`t یاwe/ could I استفاده می کنیم .

     

    Can we have are room key , please ? yes ,wrtainly

     

    Could I see your ticket?

     

    نکته 4) از راهای غیر مستقیم دیگری نیز برای ساخت این جملات استفاده می شود به جملاتی که ترتیب آنها بر حسب ادب و ترتیب آمده است دقت کنید . ( ابتدا جملاتی که از ادب کمتری برخوردارند.)

     

       -I wouldn’t mind a drink , if you have one.

     

      Would you mind typing this letter?-

     

    I wonder if you"d mind giving me his address?

     

    Would you be kind enough to switch the lights on?

     

    I would be extremely grateful if you would write a refrence.

     

    I wonder if you would kindly send us some information about your

     English courses?




    موضوع مطلب :


    یکشنبه 86 خرداد 27 :: 7:42 صبح ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند
    1   2   3   4   5   >