سفارش تبلیغ
دستبند بلوتوث ویبره
اصطلاحات و تعبیرات کاربردی انگلیسی و فار - زبان و هنر
   1   2      >

اصطلاحات و تعبیرات کاربردی انگلیسی(ن-ی)

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 30/3/86 7:0 صبح
























































































































































ناخدا که دو تا شد ، کشتی به گل می شینه.


Two captains sink the sheep.


نام نیکی گر بماند آدمی


به کزو ماند سرای زر نگار


A good name is better than riches.


نباشد دوست جز آئینه ی دوست


The best mirror is old friend.


نترس.


Don"t panic.


نزدیک بود دو سه بار برم زیر ماشین.


I nearly got run over two or three times.


نشونت می دم.


I"ll fix it up for you.


نصف عمرت بر فناست.


Half of your life is lost.


نگذار این فرصت از چنگت در بره!


Don"t let the opportunity slip.


نمک زدی؟


Have you salt it?


نمی خوام اززیر مسولیت در برم.


I"m not going to run away of a responsibility.


نمی دونم چه میشه.


I don"t know how will turn out.


نمی دونم چی به چیه.


To what is what?


I don"t know what is what.


نمی گذارم کرایه ام را حساب کنی.


I won’t let you pay for my fare.


نمیشه پیش بینی کرد.


You never can tell.


نوش جان / گوارای وجود.


Enjoy your meal.


نوشدارو پس از مرگ سهراب


After death , the doctor.


نون و نمک با کسی خوردن


To eat salt with sb


نه خوب نه بد.


Fair is middling.


و هر چه دلت بخواد.


The shop sells screw, nails …and what not.


واقعاً گلی به جمالت!!


Well done indeed.


ورود برای عموم آزاد است.


Open to the public.


وقت طلاست.


Time is money.


هر جا که روی آسمان همین رنگ است.


Nothing new under the sun.


هر جا که نمک خوردی نمکدان مشکن.


Never bite the hand that feeds you.


هر چقدر پول بدی ، همون قدر آش می خوری.


You take your money and you take your choice.


هر چه آسون یافتی ، آسون از دست می دی.


Easy come , easy go.


باد آورده را باد می بره.


هر چه پیش آمد ، خوش آمد.


Whatever comes up is welcome.


هر چه دلم خواست نه آن می شود ، هر چه خدا خواست همان می شود.


Man does what he can , but God what he will.


هر چیز که خوار آید روزی به کار آید.


Every little help.


هر سر بالایی یک سرازیری هم داره.


Every hill has its valley.


هر طور که میل دارید.


هر طور که راحتید.


Whatever turns you on.


هر قدر پول بدی ، همان قدر آش می خوری.


What you pay , what you get.


هر کاری می کنم تو کله اش فرو نمی ره.


I can"t beat it into his head.


هر کسی چند روزه نوبت اوست.


Every dog has its day.


هر کسی را بهر کاری ساختند.


Not everone is fitted for every work.


هر کسی یه نقطه ضعفی داره.


Everyone has his weak side.


هر که بامش بیشتر ، برفش بیشتر.


سر بزرگ بلای دارد.


بزرگی دردسر داره.


Great honors are great burdens.


هر که فهمش بیش ، دردش بیش.


Who knows much, will suffer much.


هر گردی گردو نیست.


All is not gold that glitters.


هر گلی علت و عیبی دارد


There is no rose without a thorn.


هر میمونی زشت ترست ، بازیش بیشتر است.


Poor by condition, rich by ambition.


هرچه از دوست رسد نکوست.


Whatever comes from a friend is good.


هرکس به امید همسایه نشست گرسنه می خوابد.


Who depends upon another man"s table dines late.


هرکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد


بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد


Who chatter to you, will chatter of you.


هفته ی آینده میره زیر تیغ .


He"ll be under the knife next week.


هم تیپ من نیست.


She is not my type.


هم خدا می خوای ، هم خرما؟!


You can"t eat your cake and have it.


همان آش و همان کاسه


It"s always the same old story.


همبنکه هست.


That"s the way it goes.


همرنگ جماعت شدن


To follow the crow.


همه جا رو زیر و رو کردم.


I looked out everywhere.


همه چیز آماده است؟ پس بزن بریم.


All set? Then, let"s go.


همه چیز پول نیست.


Money isn"t everything.


همه ش حرفه.


It"s all talk.


همه کاره هست ، الا نویسنده.


He is anything but a writer.


همه ی این کاره بیفایده ست.


It"s all wasted effort.


همه ی ما از خنده روده بر شدیم.


Everyone was rolling of laugh.


همیشه زار می زنه.


He is always crying poverty.


همین جوری بار اومده.


I"m made that way.


همین روزا وارد ده سالگیش میشه.


He is going for ten.


همین که گفتم.


There is no more to it.


همین که هست. کاری نمیشه کرد.


That"s the way it goes.


همین که هست.میخوای بخواه .نمی خوای نخواه.


Like it or lump it. That"ll we have got.


هیچ ارزونی بی علت نیس ، هیچ گرونی بی حکمت نیس.


There is no cheap thing without some reason for its cheapness.


هیچ جایی مثل چهاردیواری خونه ی خو آدم نمیشه.


No place like him.


هیچ جایی مثل خونه ی خود آدم نمیشه.


There is no place like home.


هیچ کس نمی گه دوغ من ترشه.


Every cook praises his own broth.


یک بز گر گله ای را گر می کنه.


One rotten apple spoils the whole barrel.


یک چشم غره ای به او رفت !


She shot an angry look at him.


یک ده آباد به از ده شهر خراب.


One bad general is better than two good one.


یک ذره هم به تو نرفته.


He is not a bit like you.


یک کم اجتماعی باش.


Try to be a little sociable.


یک مشت دروغ تحویل ما داده.


He had been telling a pack of lies.


یکی از لاستیک های عقب پنچره.


One of the back tires is down.


 


اصطلاحات و تعبیرات کاربردی انگلیسی(ق-م)

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 29/3/86 7:0 صبح
































































































































































































































قابل عرض نیست.


Nothing worth mentioning.


قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.


Misfortune tells us what the fortune is.


قرعه بنامش افتاد.


The lot fell upon him.


قرعه به نام او اصابت کرد.


The lot fell upon him.


قسم می خورم تاعمر دارم نمی بخشمش.


I swear, I won"t forgive her until my dying day.


قطره قطره جمع گردد ، وانگهی دریا شود.


Many drops make a flood.


قطره قطره جمع گردد وانکهی دریا شود.


Penny and penny laid up will be many.


قوم و خویش گوشت و پوست همدیگر رو نمی خورند.


Wolf does not eat wolf.


کاچی بعض هیچی هست.


It"s better than nothing.


کار از محکم کاری عیب نمی کنه.


There is no harm being over-cautious.


کار اون کرد که تموم کرد.


The end crowns all.


کار خوب گم نمی شه.


Kind deeds never die.


کار راحت و آسونی پیدا کرده.


He got a soft job.


کارش بر عکسه.


The tail wags the dog.


کارش ساخته ست.


It"s all up with him.


کاره ای نیست.


He is a nobody.


کاری که شما در حق من کردید قابل جبران نیست.


I cannot repay you for what you have done for me.


کاسب حبیب خداست.


A businessman is loved by god.


کاسه جایی رود که باز آید قدح.


One good turn deserves another.


کاه دود می کنه.


He smokes like a chimney.


کبوتر با کبوتر ، باز با باز.


Birds of a feather flock together.


کجات درد می کنه؟


Where do you feel the pain?


کدام فلان فلان شده ای بهت گفت؟


Who the hell told you that?


کر کر


Stony deaf


کس نگوید که دوغ من ترش است.


Every peddler praises his needles.


کسی را به خرج انداختن


To put sb into expense


کسی که معاش ندارد ، معاد ندارد.


A hungry man has no faith.


کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی.


If you are a doctor, heal yourself.


کل شیٍ یرجع الی اصله.


Everything goes back to its origin.


کلاس چندمی؟


What class are you in?


کلاغ سیاه خبر آورد.


A little bird told me so.


کلاه علی را سر ولی گذاشتن


To rob peter to pay Paul


کم پیدا!


Long time, no see.


کور کور


Stony blind


کوزه گر از کوزه ی شکسته آب می خوره.


The shoemaker"s son always goes bare feet.


کوه به کوه نمی رسه ولی آدم به آدم می رسه.


Friends may meet , but mountains never greet.


گاهی سری به ما بزن.


Drop in sometimes.


گذشت زمان همه چیز رو روشن می کنه.


Time will tell.


گذشته ها گذشته ست.


What is past is past.


What"s gone is gone.


گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.


Everything comes to him who waits.


گربه گر گشنه شود ، گشنیز خورد.


Hungry dogs will eat dirty pudding.


گردن آن هایی که میگن.


I"m not to blame.


گرفتار امتحانات بودم.


I have been busy with exams.


گریه خوشحالی کردن


To weep for joy


گفتنش خیلی آسونه.


It"s easy enough to talk.


گندم نمای جو فروش.


Who cries wine and sells vinegar.


گور ندارد که کفن داشته باشه.


He has not a penny to bless himself with.


لاجرم هر کس که بالاتر نشست


اسخوانش زودتر خواهد شکست.


The highest tree has the greatest fall.


لازمه بیشتر بگم؟!


Need I say more?


لباساش براش کوچیک شدند.


He outgrows all his clothes.


لباسم به میخ گرفت.


My dress caught on a nail.


لذتی که در عفو هست در انتقام نیست.


Nothing so great as forgiveness.


لقمه ی بزرگ تر از دهان خود برداشتن


To bit more than one can chew.


مارو (اینجا ) کاشت.


She stood me up.


مالت رو بپا ، همسایت رو دزد نکن.


Better a lock than doubt.


مالت رو بپا ، همسایت رو دزد نکن.


Better a lock than doubt.


مثل آب خوردنه


It"s so easy as drinking water.


مثل آچار فرانسه


He is a handy man.


مثل این که برای خر یاسین می خونی!!


To talk to deaf ears


مثل اینکه شاخ غول شکسته!!


هنــــر کرده!!


Smiling to himself like the cat stole the camera.


مثل برق


مثل گلوله


Like a shot.


مثل دو تا مرد (رودررو) با هم صحبت کردیم.


We talked man to man.


مثل ریگ رودخونه پول خرج می کنه.


Money means nothing to him.


He spends money like water.


مثل سیب زمینی بی رگ.


He is as cool as a cucumber.


مثل سیبی که دو نصف کرده باشند.


Like two drops of water


Like two beans in a pod


مچ کسی را حین کاری گرفتن.


To catch sb doing sth


محبت ، محبت می اورد.


Love begets love.


محرمانه( برای نوشتن پشت نامه ها)


In confidence


محض احتیاط ، یک نفر باید اینجا بمونه.


Sb should stay here just in case.


مدام در حرکته.


آرام و قرار نداره.


He is always on the move.


He is always on the go.


مدرسه را به نامش نامگذاری کردند.


The school was named after him.


مرا در غم خود شریک بدان.


I feel with you in your sorrow.


شریک غمتان هستم.


I feel with you in your sorrow.


مرغ همسایه غازه.


Neighbor"s hen is a goose.


مرگ شتری هست که در خونه ی همه زانومی زنه.


Death is the black camel that kneels before every door.


مسئله ی بده بستان است.


It"s a case of give and take.


مشروب به مزاج من سازگار نیست.


Wine doesn"t agree with me.


مشک آنست که خود ببوید نه آن که عطار بگوید.


A good wine needs no bush.


مشکلی نیست که آسان نشود


There is nothing difficult that does not become easy.


مرد باید که هراسان نشــــود


معامله مون نشد.


Our deal didn"t go through.


معلمی باید در ذات آدم باشد.


Teaching is sth you should be born.


معلوم شد که ...


It soon came out that…


معما چو حل گشت آسان شود.


A problem solved becomes easy.


ممکنه روزی پشیمون بشی.


You may repent some day.


ممکنه کار مارو راه بیندازید؟


Can you waiting on me?


ممنون بخاطر اینکه رسوندیم.


Thanks for the ride.


من از بهر حسین در اضطرابم


تو از عباس می گویی جوابــــم


I"m talking of chalk and he is talking of cheese.


من اهل شوخی نیستم.


I can"t take joking.


من این کار می کنم به شرطی که تو هم بکنی.


I"ll do if you do likewise.


من حالش (را) ندارم.


I"m not in the mood to do it.


من حرفم راپس میگیرم.


I take back what I said.


من رفتم. خداحافظ.


I"m gone. See you.


I"m off. Bye.


من روی حرف خودم هستم.


I stand bu what I say.


من سحر خیزم.


(صبح ها زود ازخواب پا میشم.)


I"m early riser.


من که چشمم آب نمی خوره.


I"m very hazy about that.


من که سر در نمی یارم.


I can"t make it out.


من میگم الف ، تو میگی شتر!!


I"m talking of chalk and he is talking of cheese.


مواظب پله ها باش.


Watch your step.


مواظب حرفهات باش.


Watch your language.


موافقم.


(Let"s go out of here.)


I"m with you.


موهام می ریزه.


I"m losing my hair.


مهمون تا سه روز گفتند ، نگفتند تا عید نوروز


A constant guest is never welcome.


مهمون ناخوانده ، خرجش پای خودشه.


He who comes uncalled sits unserved.


مهمونی دادن


To give a party


می دونم کجات می سوزه!


I know where your shoes pinch.


می فهمی چی میگم؟


Do you read me Bob?


میل ندارم. خیلی ممنون .


Nothing for me thanks.


میمان حبیب خداست.


A guest is loved by God.


میمون زشت تر ، بازیش بیشتر.


Poor by condition, rich by ambition.


میهمان گرچه عزیز است ولیکن چو نفس


خفقان آرد اگر آید و بــــــیرون نرود


A constant guest is never welcome.


اصطلاحات و تعبیرات کاربردی انگلیسی(س-ف)

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 28/3/86 7:0 صبح
























































































سالی که نکوست از بهارش پیداست.


Coming events cast their shadow before.


سالی که نکوست از بهارش پیداست.


Such beginning, such end.


سبیل گذاشتن


To grow a mustache


To wear a mustache


سر و ته چیزی را نفهمیدن


Not to make head or tail of sth


سربزنگاه


The neck of time


سرش به کار خودشه.


He is wrapped in his work.


سرکه ی نقد به از حلوای نسیه است.


Better an egg today than a hen tomorrow.


سرم دارسوت می کشه.


My head is burning hot.


سرم گیج می ره.


My head is going round.


سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندند.


Don"t apply a remedy without need.


سکوت علامت رضاست.


Silence means consent.


سگ زرد برادر شغاله.


The yellow dog is jackal"s brother.


سلام روستائی بی طمع نیس.


It"s a case of cupboard love.


سلامت باشید.(در جواب)


God bless you.


سلیقه ش برای لباس عالیه.


She has excellent taste in clothes.


سنگ رو یخ شدم.


I have been badly let down.


سوال پیچ کردن


To wrap up with questions


شاگرد اول کلاسه.


He is ahead of his class.


شام منتظر من نباشید.


Don"t wait dinner for me.


شتر در خواب بیند پنبه دانه.


The hungry cat dreams of fat.


شتر در خواب بیند پنبه دانه.


The thirsty dreams of water.


شد غلامی که آبجوی آرد


آب جو آمد و غلام بـبــرد


Mary goes out for wool and came home shorn.


شلخته ست.


He is very sloppy.


صبر تلخست ولیکن بر شیرین دارد.


Everything comes to him who waits.


صد دوست کم است و یک دشمن بسیار


One enemy is too many and hundred friends are too few.


صورتش عین عروسکه (خوشکله)


She has a face like a doll.


طناب مفت ببینه خودش رو خفه می کنه.


Give him enough rope, he"ll hang himself.


طولش نده!


Don’t be too long about it.


طولی نمی کشه که راحت و روون انگلیسی صحبت می کنی.


Before a long , you"ll speak fluently English.


عادت بدی را ترک کردن


To get out of a bad habit


عافیت باشه.( بعد از عطسه کردن)


Bless you!


عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.


A blessing in disguise


عذر بدتر از گناه.


Bad excuse is worse than none.


عشق یکسره ، مایه ی درد سره.


Love cannot stand on one side.


عقل سالم در بدن سالم است.


Sound mind in sound body.


عیبش چیه؟


What is the matter of it?


عین موش آب کشیده.


He looks like a drowned cat.


فضول رو بردند جهنم ، گفت هیزمش تره.


Curiosity killed the cat.


فکر کسی را خواندن


To read sb"s thought


فکر می کنه خیلی زرنگه.


He thinks himself very clever.


فلزش خراب است.


His metal is bad.


فلفل نبین ریزه ، بشکن بیین چه تیزه!


Still water run deep.


اصطلاحات و تعبیرات کاربردی انگلیسی(د-ر-ز)

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 27/3/86 7:0 صبح












































































































































داره زودی قد میکشه.


He is growing fast.


داره نقش بازی می کنه.خودش رو زده به مریضی.


He is acting a part. I don"t think he is ill at all.


داری از کاه کوه می سازی.


You are making a mountain out of a molehill.


داری جا می زنی. می ترسی.


You"re chickening out.


داشتم می گفتم.


I was about to say.


داشتی می گفتی ، ادامه بده.


Go on with the story.


دختر جلف ( سبک سر)


She is very loose lady.


دختر متظاهریه.


She is such a show-off person.


در باره ش فکر کن.


Think it over.


در دعوا حلوا پخش نمی کنند.


In the quarrel, they don"t distribute sweet meat.


در عالم رویا زندگی کردن


To live in a dream world


در کمال صحت


To be in the best of health


در می زنند.برو ببین کیه.


Doorbell rings, go and get the door.


درخواست شما در دست اقدام است.


Your application is in hand.


درس شیطون می ده.


He teaches the devil.


درست نیست دائماً به پر و پای من می پیچی.


It"s not fair to pick on me all the time.


درگیری لفظی پیدا کردیم.


We had a little dispute.


دزدی روز روشن


Daylight robbery


دست خـــــر کوتاه!


Hands off!


Take away your hands.


دست شما رو میبوسه.


It"s up to you to do it.


دستش کجه.


His hand is crooked.


دستشویی کجاست؟


Where is the restroom?


Where is the powder room?


Where can I wash up?


 


دشمن دانا به از نادان دوست.


Better a wise enemy than a foolish friend.


دل به دریا زدن


To take a leap in the dark


دل به دل راه داره.


Heart speaks to heart.


دل به دل راه داره.


The feeling is mutual.


دل شیر داشتن


To have a tiger"s heart


دلش رو نداره.


جراتش نداره.


He doesn"t have the heart to…


دلم / جگرم برات کباب میشه.


My heart bleeds for you.


دندان را مسواک زدن


To do one"s teeth


دو پادشاه در یک اقلیم نگنجد.


Two suns cannot shine in one sphere.


دود از کنده بلند میشه.


The best wine comes out of an old battle.


دوری و دوستی


Remoteness and friendship


دهانم خیلی محکمه.


My lips are sealed.


دهنش آب افتاد


آب از لب و لوچه اش سرازیر شد.


His mouth watered.


دهنش چفت و بست نداره.


His mouth has no fastening.


He has a loose tongue.


دیر شد .تو ترافیک گیر کرده بودم.


I"m late. I got stack in traffic.


دیر و زود داره ، سوخت و سوز نداره.


Delays are not denials.


دیروز خونه ی ما بود.


He was over yesterday.


دیشب خواب های آشفته / پریشان دیدم.


I had some crazy dream last night.


دیگ به دیگ میگه روت سیا.


The pot calls the kettle black.


دیگ شراکت ( شریکی) جوش نمی یاد.


A joint pod does not boil.


دیوار موش داره. موش هم گوش داره.


The wall has ears.


دیوونس. عقلش رو به کلی از دست داده.


He has gone off his head.


دیوونه ی فوتباله.


He is a football enthusiast.


راه پس و راه پیش نداشتن


To be between the devil and dead sea.


یا ...م بخور ، یا ازگردنه پرت شو


 


راه ورود و خروج از کدام طرفه؟


Which is the way in and out?


راهنمایی کنید تشریف بیاورند تو.


Show him in.


رحم داشته باش.


Have a heart.


رشته ی افکارم پاره شد.


I"ve lost my train of thought.


رفته قدم بزنه.


She is gone for a walk.


رو پول غلط می خوره.


He is rolling in money.


رو گنج نشسته.


He is a money bags.


روز را به شب و شب را به روز بردن


To turn day into night and night into day.


روش باز شد.


He really opened up.


روش رو برگردوند به طرف دیگر


She looked the other way.


ز حرف تا به عمل صد هزار فرسنگ ست.


From word to deed is a great step.


زبان چرب و نرم داشتن


To have a smooth tongue


زمان آزماینده است.


Time tries all things.


زمان را به غقب نمی توان برگردوند.


One cannot put the clock back.


زمانی برای خودش ادمی بود


He was quite a man in his days.


زمانی یه تیکه ای بود.


She was a beauty in her day.


زمین تا آسمون با هم فرق دارند.


They are as different as chalk and cheese.


زن نداری ، غم نداری.


No wife, no worry.


No wife, no strife.


زندگی بخور و نمیر


Live from hand to mouth


زندگی یعنی امید و حرکت.


While there is life, there is hope.


زیاد وقت شما را نمی گیرم.


I won"t take up your time.


زیر پوشت بیرونه.


Your underwear is showing.


اصطلاحات و تعبیرات کاربردی انگلیسی(ح-خ)

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 26/3/86 7:0 صبح
























































جای سوزن انداختن نبود.


There was no room to throw a needle.


جای سوزن انداختن نیست.


There is no room to swing a cat.


جلسه را به عنوان اعتراض ترک کردن


Walk out(of a meeting)


جلوی چشمش بهش گفتم.


I told him to his face.


جواب ابلهان ، خاموشیست.


The only answer to fool is silence.


جواب رد به تقاضای ازدواج دادن


She turned him down.


جون به جونش بکنی


Cut off a dog"s tail and he will be still a dog.


جیگرم آتش می گیره وقتی اشکاتو می بینم.


It tears my heart to see your tears.


چاره ای نیست.


It can"t be helped.


چاقو دسته ی خودش رو نمی بره.


The knife does not cut its own handle.


چای میل دارید؟


Would you care for tea?


چرا به من گیر دادی؟


Why do you pick on me?


چرا دست از سر من بر نمی داری؟!


Why don"t you get off my back?


چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟


Better be safe than sorry.


چراغ سبز (به کسی ) نشان دادن


To give sb the green light


چراغی را که ایزد برفروزد


هر آن کس پف کند ریشش بسوزد


A tree that God plants , no wind hurts it.


چطور شد یادی از ما کردی؟


How come you remembered us?


چطور مگه؟!


What do you ask?


چو سوز عشق در آمد قرار عقل نماند.


One cannot love and be wise.


چه بارانی باشه، چه آفتابی


Come rain or come shine


چه برای کر بزنی ، چه برای کور برقصی.


Piping for the deaf and dancing for the blind.


چه بگم ؟ من همینم که هستم.


What can I say? I"m what I"m.


چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی.


Friendship cannot stand always on one side.


چه علی خواجه، چه خواجه علی.


It"s six of one and half a dozen of the other.


چیزی که عوض داره ، گله نداره.


Exchange is no robbery.


چینی به چین بردن.


To carry bowls to China.


اصطلاحات و تعبیرات کاربردی انگلیسی(ج-چ)

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 25/3/86 7:0 صبح
























































جای سوزن انداختن نبود.


There was no room to throw a needle.


جای سوزن انداختن نیست.


There is no room to swing a cat.


جلسه را به عنوان اعتراض ترک کردن


Walk out(of a meeting)


جلوی چشمش بهش گفتم.


I told him to his face.


جواب ابلهان ، خاموشیست.


The only answer to fool is silence.


جواب رد به تقاضای ازدواج دادن


She turned him down.


جون به جونش بکنی


Cut off a dog"s tail and he will be still a dog.


جیگرم آتش می گیره وقتی اشکاتو می بینم.


It tears my heart to see your tears.


چاره ای نیست.


It can"t be helped.


چاقو دسته ی خودش رو نمی بره.


The knife does not cut its own handle.


چای میل دارید؟


Would you care for tea?


چرا به من گیر دادی؟


Why do you pick on me?


چرا دست از سر من بر نمی داری؟!


Why don"t you get off my back?


چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟


Better be safe than sorry.


چراغ سبز (به کسی ) نشان دادن


To give sb the green light


چراغی را که ایزد برفروزد


هر آن کس پف کند ریشش بسوزد


A tree that God plants , no wind hurts it.


چطور شد یادی از ما کردی؟


How come you remembered us?


چطور مگه؟!


What do you ask?


چو سوز عشق در آمد قرار عقل نماند.


One cannot love and be wise.


چه بارانی باشه، چه آفتابی


Come rain or come shine


چه برای کر بزنی ، چه برای کور برقصی.


Piping for the deaf and dancing for the blind.


چه بگم ؟ من همینم که هستم.


What can I say? I"m what I"m.


چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی.


Friendship cannot stand always on one side.


چه علی خواجه، چه خواجه علی.


It"s six of one and half a dozen of the other.


چیزی که عوض داره ، گله نداره.


Exchange is no robbery.


چینی به چین بردن.


To carry bowls to China.


English idioms and idiomatic expressions

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 25/3/86 7:0 صبح












































بقیه هم مال خودت.


Keep the change.


بگذار هر غلطی می خواد بکنه.


Let him do his worst.


بله . بپر تو.


Yes, I am. Then jump on.


بله قربان گو ست.


He is such a yes-man person.


به آنچه میگی عمل کن.


Practice what you preach.


به احتمال قوی


As likely


به اسم او را می شناسم.


I know him by name.


به پول و پله رسیدن


To come into a fortune


به چشم های خودش هم اطمینان ندارد.


He distrusted even his own eyes.


به خود آمدن


To come to himself


به دروغگوئی عادت داره.


He is in the habit of lying.


به رسم یادبود.


Something to remember


به ریش کسی خندیدن


To laugh in sb"s face


به فکر هیچی نیس الا زیر شکم !!


He thinks of nothing but bed.


به قول معروف


As people say.


به قیافه او را می شناسم.


I know him by sight.


به کار بد عادت کردن


To get or fall into bad habit


به کس چون رایگان چیزی نبخشند .


( زمانه هیچ نبخشد که باز نستاند)


People give nothing for nothing.


به کله ات زده؟


Have you got out of your mind?


به لقمان حکمت آموزی چه باشد!


I don"t want to teach my grandmother to suck eggs.


اصطلاحات و تعبیرات کاربردی انگلیسی (-پ-ت-ث)

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 24/3/86 7:0 صبح
































































































پا تو کفش کسی کردن


To step into sb"s shoes.


پا تو یک کفش کردن


To step into sb"s shoes


پا را توی یک کفش کردن


To put both feet in one shoe


پارسال دوست ، امسال آشنا!


Long time, no see.


پام خواب رفته.


My leg has gone to sleep.


پرسیدن ضرری نداره.


It doesn"t hurt to ask.


پشه لگدش زده .


He has been kicked by a mosquito.


پنج تومن کم دارم.


I"m five dollars down.


پول ، پول میاره.


Money makes money.


پول توش هست ؟


There is money in it.


پول حلال همه ی مشکلاتست.


Money cares all ills.


پول در آوردن آسونه ، اما نگه داریش سخته.


It"s easy to earn money ,but difficult to keep it.


پول که علف خرس نیس.


Money does not grow on trees.


پول مساله ای نیست.


Money is no object.


پول میره رو پول.


Money finds money.


پول همراهم نیست.


I have no money about me.


پیاده اومدم.


I came on foot.


پیر دختر


Old maid


پیرش کرده.


It aged him.


پیش قاضی ، معلق بازی؟!!


You can"t kid a kidder.


تا اینجا که همه چیز به خیر و خوشی تموم شده.


So far anything has gone well.


تا دلت بسوزه.


Eat your heart out.


تا سه نشه ، بازی نشه.


Third time lucky.


تا سه نشه بازی نشه.


All things thrive at thrice.


تا مرد سخن نگفته باشد


عیب و هنرش نهفته باشد.


Conversation makes one what he is.


تا نباشد چیزکی ، مردم نگویند چیزها.


There is no fire without smoke.


تازه چه خبر؟


What"s new with you?


تخصص شما در چیه؟


What"s your expertise?


تخم مرغ دزد شتر دزد می شود.


The egg stealer will become a camel stealer.


He that will steal an egg will steal a cow.


تر و خشک با هم می سوزه.


Wet and dry, good and bad is burn together.


ترا خدا دلخور نشو.


خر همان خر است ، پالونش عوض کردند.


Please do not take offense.


ترس برادر مرگ است.


Fear is the brother of death.


ترسم نده.


Don"t get me into panic.


ترک عادت موجب مرض است.


Old habits die hard.


ترکش براش آسون نیس.


It"s not easy to break his habit.


تعارف خالی خالی کردن


To make an empty compliment


تعارف شاه عبدالعظیمی


تفرقه بینداز و حکومت کن.


Divide and rule.


Divide and govern.


تقریباً هم سن شماست.


He is about your age.


تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف


مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی


First deserve, then desire.


تلفن با شما کار داره.


The phone is for you.


تنش برای دعوا می خاره.


He is itching for a fight.


تو دماغی صحبت کردن


To speak through the nose


توبه ی گرگ مرگه.


The only repentance of the wolf is death.


توفیق اجباری


A blessing disguise


تیغ را به دست زنگی مست نده.


Put not a naked sword in a mad man"s hand.


ثواب نکن ، کباب میشی.


Don"t try to be good, you"ll burn your finger.


English idioms and idiomaticexpressions

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 24/3/86 7:0 صبح












































بالاخره به خودم اومدم.


Finally, I came to myself.


باید سبیل هاشو چرب کرد.


You have to grease his mustache.


ببین چه کاری کردی(در مورد لباس بچه ها)


Look! What you have done yourself!


بچه نشو.تو که بچه نیستی.


Act your age. Don"t be such a baby.


بچه ننه ست.


He"s a mum"s boy.


بخدا قسم کارمن نیست.


I swear to God I didn"t do that.


بخند تا دنیا بروت بخنده.


Laugh and the world laugh with you.


بد بیاری پشت سر هم


One misfortune comes on the neck of another.


بدم نمی یاد.


I wouldn"t mind.


بدون حب و بغض.


Without fear or favor


برادرش را سر یک کار پر در آمدی گذاشته.


He jobbed his brother into a well-paid post.


برای خنده گفتم.


I said it for laugh.


برکس مپسند آن چه ترا نیست پسند.


Do as you would be done.


آن چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند.


برو بمیر. میری؟


Drop dead! Will you?


برو خوش باش.


Go and enjoy yourself.


بزک نمیر بهار میاد


کمبزه با خیار میاد.


While the grass grows, the cow starves.


بزودی از ین خونه بلند میشن.


He is moving out very shortly to a new house.


بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.


Much travel is needed to ripen a man"s rawness.


بعداً خدمت میرسم.


I"ll catch you later.


بفرما امتحانش مجانیه.


You"re welcome to try.


اصطلاحات و تعبیرات کاربردی انگلیسی

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 23/3/86 8:25 صبح


































































































































با بال دیگران نمی توان پرواز کرد.


One cannot walk with other people"s feet.


با خدا باش ، هر چه خواهی کن.


Have God, have all.


با دست خالی نمیشه کار کرد.


You can"t get something from nothing.


با صرفه جویی دارندگی میاد.


Of saving come having.


با عرض معذرت. من بد فهمیدم.


I"m sorry. I misheard you.


با کار جدیدت چطوری؟


How do you get on in your new job?


با کسی قهر کردن


To break with someone


بادمجون بم آفت نداره.


A bad thing never die.


بارون گیر شد.


He was caught in a shower.


بازی اشکنک داره ، سر شکستنک داره.


Playing involve breaking.


بالآخره دو ریالیش افتاد.


His penny finally dropped.


بالا خانه اش مشکل داره.


He is a little wrong in the upper story.


بالاخره به خودم اومدم.


Finally, I came to myself.


باید سبیل هاشو چرب کرد.


You have to grease his mustache.


ببین چه کاری کردی(در مورد لباس بچه ها)


Look! What you have done yourself!


بچه نشو.تو که بچه نیستی.


Act your age. Don"t be such a baby.


بچه ننه ست.


He"s a mum"s boy.


بخدا قسم کارمن نیست.


I swear to God I didn"t do that.


بخند تا دنیا بروت بخنده.


Laugh and the world laugh with you.


بد بیاری پشت سر هم


One misfortune comes on the neck of another.


بدم نمی یاد.


I wouldn"t mind.


بدون حب و بغض.


Without fear or favor


برادرش را سر یک کار پر در آمدی گذاشته.


He jobbed his brother into a well-paid post.


برای خنده گفتم.


I said it for laugh.


برکس مپسند آن چه ترا نیست پسند.


Do as you would be done.


آن چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند.


برو بمیر. میری؟


Drop dead! Will you?


برو خوش باش.


Go and enjoy yourself.


بزک نمیر بهار میاد


کمبزه با خیار میاد.


While the grass grows, the cow starves.


بزودی از ین خونه بلند میشن.


He is moving out very shortly to a new house.


بسیار سفر باید تا پخته شود خامی.


Much travel is needed to ripen a man"s rawness.


بعداً خدمت میرسم.


I"ll catch you later.


بفرما امتحانش مجانیه.


You"re welcome to try.


بقیه هم مال خودت.


Keep the change.


بگذار هر غلطی می خواد بکنه.


Let him do his worst.


بله . بپر تو.


Yes, I am. Then jump on.


بله قربان گو ست.


He is such a yes-man person.


به آنچه میگی عمل کن.


Practice what you preach.


به احتمال قوی


As likely


به اسم او را می شناسم.


I know him by name.


به پول و پله رسیدن


To come into a fortune


به چشم های خودش هم اطمینان ندارد.


He distrusted even his own eyes.


به خود آمدن


To come to himself


به دروغگوئی عادت داره.


He is in the habit of lying.


به رسم یادبود.


Something to remember


به ریش کسی خندیدن


To laugh in sb"s face


به فکر هیچی نیس الا زیر شکم !!


He thinks of nothing but bed.


به قول معروف


As people say.


به قیافه او را می شناسم.


I know him by sight.


به کار بد عادت کردن


To get or fall into bad habit


به کس چون رایگان چیزی نبخشند .


( زمانه هیچ نبخشد که باز نستاند)


People give nothing for nothing.


به کله ات زده؟


Have you got out of your mind?


به لقمان حکمت آموزی چه باشد!


I don"t want to teach my grandmother to suck eggs.


به مرگ بگیر تا به تب راضی بشه.


Ask much to have a little.


به من چه مربوطه ؟!


It"s none of my business.


What is it to me?


به نفعت هست که بری.


It is in your interest to go.


به یک ثروتی رسیدن


To come into money


بهتت زده.


You look puzzled.


بهم نمی رسه.


 


بی خبری خوش خبریست.


No news is good news.


بیا از اینجا بریم.


 


بیا گرم شو.


Come and get warm by fire.


بیشتر از نوک بینی اش را نمی بینه.


He is not able to see further than the end of his nose.


بیکاره.


He is out of job.


   1   2      >