در وصل هم به شوق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم
با عقلِ آب عشق به یک جو نمی رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
پروانه را شکایتی ازجور شمع نیست
عمری است در هوای تو می سوزم و خوشم
خلقم بر روی زرد بخندند و باک نیست
شاهد شوای شرار محبت که بی غشم
هرشب چو ماهتاب ببالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پریوشم
لب بر لبم بنه بنوازش دمی چو نی
تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم
شهریار
موضوع مطلب : گلچین اشعار, استاد شهریار