سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
درباره وبلاگ


عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی فسا،مترجم،مؤلف،خوشنویس
آرشیو وبلاگ
لوگو
عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی فسا،مترجم،مؤلف،خوشنویس
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 205
  • بازدید دیروز: 882
  • کل بازدیدها: 2141659



زبان * خط * سخن * صفحه شخصی : ابوالقاسم آوند





Five Top Tips to Manage Stress

Stress is a major factor in all our lives and indeed some stress is good for us. It keeps us alert, stretches us achieve more than we could initially have envisaged and makes us dig deep within ourselves. But sustained stress over long periods of time or experienced in several areas of our lives simultaneously can be wearing and ultimately impact on our overall health and wellbeing. Stress can cause health problems, reduce the efficacy of our immune system and impact on our confidence and self-esteem.

Let"s look at five top tips to manage stress:

- Prioritize what"s going on in your life, what you need to do each day. Lists can be a great way of managing your priorities. Keep a notepad handy. That way you ensure that you don"t forget what needs to be done each day. Write everything down, from collecting the dry cleaning to making an urgent phone call. Itemize the list by degree of importance and cross each one out once done. If emergencies occur you may need to reorganize the list but at least everything can be readily referred to. And at the end of each day you can see how much you"ve achieved.

- Delegate. Some people are wary of asking for help. They don"t want to lose control or are concerned at what others might think. But delegating is an important part of co-existence. Whether it be at work or at home, with family, colleagues or friends, including others in tasks is important. It makes a task inclusive, empowers the people involved, gives them a sense of responsibility and pride in what they are doing, maybe even teaches them new skills. And they may come up with new ideas or better ways of doing things. Equally, they get to see how much you do.

- Accept that there"s no need to be perfect. Many people stress at the prospect of making a mistake and consequently check and double-check everything they do. However, most people appreciate that mistakes occasionally happen and adopt an, "it could just as easily have been me" approach. In fact, many mistakes are discovered before any real harm is done; they are a fact of life, come from being productive. And successful people often say that they learned more from their mistakes, from the things that went wrong, than they ever did from the familiar, more routine parts of their business.

- Identify how much of your stress is self-imposed. Do you allow other people to judge you, are even triggered by voices from the past, of a dismissive school teacher or a critical parent who found you wanting and the echo of their words continues to influence and affect you. Counseling and hypnotherapy can help to heal the memory of those past experiences, deal with the demons and become confident and strong again.

- Take care of yourself. Establishing a balance in life is an important way to manage stress. Ensure you have regular breaks throughout the day for healthy food and water, minimize caffeine intake and unhealthy snacks. Exercise is a good balance in a life with much intense mental effort. Try to maintain a healthy sleeping routine. Switch off an hour or two before bed, wind down and, especially in stressful periods of your life, be good to yourself. Schedule in some fun.

Susan Leigh



 




موضوع مطلب :


دوشنبه 92 شهریور 4 :: 2:9 عصر ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند

دانستنی جالب در مورد اینترنت 
گاهی بد نیست که با زبان اعداد، مروری بر اینترنت داشته باشیم، پدیده‌ای که سخت وابسته‌اش هستیم:

1- اینترنت چقدر بزرگ است؟!
گوگل، تخمین می‌زند که در اینترنت 5 میلیون ترابایت، اطلاعات وجود داشته باشد که معالدل 5 میلیارد گیگابایت یا 5 تریلیون مگابایت است. از انجا که مغز انسان ظرفیتی حدود یک تا 10 ترابایت دارد، اگر متوسط ظرفیت مغز را 5 ترابایت در نظر بگیریم، اینترنت معادل ظرفیت مفز یک میلیون انسان است.


بیایید حجم اطلاعات اینترنت را طور دیگری معادل‌سازی کنیم تا تصورش برایمان آسان‌تر شود. یک ترابایت را می‌توان روی 212 DVD یا 40 دیسک بلوری blue ray ضبط کرد. به این ترتیب برای ذخیره‌سازی کل اینترنت به یک میلیارد DVD یا 200 میلیون دیسک بلوری نیاز داریم!

2-میزان دسترسی به اینترنت:
26?6 درصد از جمعیت دنیا به اینترنت دسترسی دارند. البته در قاره‌ها و مناطق مختلف میزان دسترسی به اینترنت متفاوت است. در آمریکای شمالی سه چهارم مردم، در استرالیا و اقیانوسیه 60 درصد، در اروپا، پنجاه درصد، در آمریکای لاتین و منطقه حوزه کارائیب، 32 درصد، در خاورمیانه 29 درصد، در آسیا 20 درصد و در آفریقا 8 درصد مردم به اینترنت دسترسی دارند.

3- ایمیل: هر روز 247 میلیارد ایمیل فرستاده می‌شود که البته 81 درصد آنها یعنی 200 میلیارد عدد از انها، اسپم هستند. به عبارت دیگر سالیانه 90 تریلیون ایمیل فرستاده می‌شود.

4- نبرد اینترنت و تلویزیون: 59 درصد آمرکایی‌ها به طور همزمان در هنگام دیدن تلویزیون از اینترنت هم استفاده می‌کنند. برآوردها نشان می‌دهد که اینترنت بیش از تلویزیون، وقت آزاد مردم را به خود جلب می‌کند.

5- اینترنت در زندگی نوجوان‌ها: نوجوان‌ها در آمریکا، هر هفته 31 ساعت آنلاین هستند. که 3?5 ساعتش را صرف چت می‌کنند. 2 ساعتش را صرف دیدن ویدئوهای یوتیوب می‌کنند. 2 ساعتش را صرف تماشای ویدئوهای مستهجن آنلاین می‌کنند. 1?5 ساعت را در سایت‌هایی می‌گذرانند که توصیه‌های تنظیم خانواده و پیشگیری از بارداری می کند. بیشتر از یک ساعت را در سایت‌ها جراحی زیبایی و پلاستیک می‌گذارنند و 35 دقیقه هم نکات مربوط به کاهش وزن و رژیم غذایی را در وب‌سایت‌های مربوطه مطالعه می‌کنند.
در مقام مقایسه، آنها تنها 4 ساعت را صرف انجام تکالیف تحصیلی می‌کنند!

6- در اینترتت 234 میلیون سایت و 126 میلیون وبلاگ وجود دارد.

7- حدود 30 درصد آمریکایی‌ها،6 درصد بریتانیایی‌ها، 5 درصد ژاپنی‌ها، 4 درصد برزیلی‌ها و کانادیی‌ها وبلاگ‌نویسی می‌کنند. 51 دصد وبلاگ‌نویس‌ها زن و 49 درصد آنها مرد هستند. 53 درصد وبلاگ‌نویس‌ها بین 21 تا 35 سال سن دارند و 20 درصدشان کمتر از بیست سال سن دارند.
8- هر ثانیه بیش از 28 هزار نفر کاربر اینترنت، مشغول مشاهده مختوای نامناسب ویدئویی هستند.

9- اینترنت موبایلی: 70 درصد کاربران اینترنت موبایلی، تنها زمانی که بیرون از منزل هستند، از اینترنت موبایلی استفاده نمی‌کنند، آنها در داخل منزل هم به از اینترنت موبایلی بهره می‌برند. 87 درصد کاربران اینترنت موبایلی، بیش از یک بار در روز به اینترنت متصل می‌شوند و البته 50 درصد کاربران هم بیش از 5 بار در روز از اینترنت موبایلی استفاده می‌کنند. 81 درصد کاربران در هر نوبت اتصال به اینترنت موبایل، بیش از 15 دقیقه وب‌گردی می‌کنند. 60 درصد کاربران هم به منظور استفاده از شبکه‌های اجتماعی از اینترنت موبایل استفاده می‌کنند.

10- چرا از اینترنت موبایل استفاده می‌کنند؟!
16 درصد برای سرگرمی، 10 درصد برای رسیدن به انواع و اقسام اطلاعات، 13 درصد برای مقاصد اقتصادی و مدیریت امورات مالی و بانکی، 34 درصد برای استفاده از سرویس‌های پیش‌پرداخت و 5 درصد برای گیم و خرید.

11- توییتر: توییتر 105 میلیون کاربر دارد.
فیس‌بوک بیش از 400 میلیون کاربر فعال دارد.
تخمین زده می‌شود که یوتیوب بین 120 تا 124 میلیون کاربر داشته باشد که معادل یک سوم کل جمعیت آمریکاست.
12- هر دقیقه، از شش میلیون صفحه فیس‌بوک بازدید می‌شود که معالدل 37?4 تریلیون مرور صفحه در سال می‌شود.
هر ماه 2?5 میلیارد عکس در فیس‌بوک آپلود می‌شود.
13- هر ماه، کاربران اینترنت 12?2 میلیارد ویدئو تماشا می‌کنند. فقط در آمریکا، به تنهایی، در هر ماه 924 میلیون ویدئو در سایت hulu مشاهده می‌شود.

14- هر روز 50 میلیون توییت انحام می‌شود. در سال 2007، تعداد توییت‌ها روزانه تنها 5هزار تا بود، در سال 2008، این عدد به 300 هزار و در سال 2009 به 2?4 میلیون رسید.
امروزه در هر ثانیه 600 توییت انجام می‌شود!

top group 2013




موضوع مطلب :


شنبه 92 تیر 22 :: 5:46 عصر ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند

 



One song can spark a moment
یک آهنگ می تواند لحظه ای جدید را بسازد


One flower can wake the dream
یک گل میتواند بهار را بیاورد


One tree can start a forest
یک درخت می تواند آغاز یک جنگل باشد


One bird can herald spring
یک پرنده می تواند نوید بخش بهار باشد


One smile begins a friendship
یک لبخند میتواند سرآغاز یک دوستی باشد


One handclasp lifts a soul
یک دست دادن روح انسان را بزرگ میکند


One star can guide a ship at sea
یک ستاره میتواند کشتی را در دریا راهنمایی کند


One word can frame the goal
یک سخن می تواند چارچوب هدف را مشخص کند


One vote can change a nation
یک رای میتواند سرنوشت یک ملت را عوض کنند


One sunbeam lights a room
یک پرتو کوچک آفتاب میتواند اتاقی را روشن کند


One candle wipes out darkness
یک شمع میتواند تاریکی را از میان ببرد


One laugh will conquer gloom
یک خنده میتواند افسردگی را محو کند


One hope will raise our spirits
یک امید روحیه را بالا می برد


One touch can show you care
یک دست دادن نگرانی شما را مشخص میکند


One voice can speak with wisdom
یک سخن میتواند دانش شما را افزایش دهد


One heart can know what"s true
یک قلب میتواند حقیقت را تشخیص دهد


One life can make a difference
یک زندگی میتواند متفاوت باشد


You see, it"s up to you
شما می بینی پس تصمیم با شماست

 

منبع: پرشین استار

 

 




موضوع مطلب :


چهارشنبه 92 اردیبهشت 11 :: 5:55 صبح ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند

یکی از مریدان حسن بصری ؛ عارف بزرگ ؛ در بستر مرگ استاد از او پرسید :
"مولای من! استاد شما که بود ؟ "
حسن بصری پاسخ داد :
..."صدها استاد داشته ام و نام بردنشان ماه ها و سال ها طول می کشد و باز هم شاید برخی را از قلم بیندازم ."
"کدام استاد تاثیر بیشتری بر شما گذاشته است ؟ "
حسن کمی اندیشید و بعد گفت :
"در واقع مهمترین امور را سه نفر به من آموختند،
اولین استادم یک دزد بود! در بیابان گم شدم و شب دیر هنگام به خانه رسیدم. کلیدم را پیش همسایه گذاشته بودم و نمی خواستم آن موقع شب بیدارش کنم. سرانجام به مردی برخوردم ، از او کمک خواستم ، و او در چشم بر هم زدنی ، در خانه را باز کرد.
حیرت کردم و از او خواستم این کار را به من بیاموزد. گفت کارش دزدی است ، اما آن اندازه سپاسگزارش بودم که دعوت کردم شب در خانه ام بماند.
یک ماه نزد من ماند. هر شب از خانه بیرون می رفت و می گفت : می روم سر کار ؛ به راز و نیازت ادامه بده و برای من هم دعا کن و وقتی بر می گشت ، می پرسیدم چیزی بدست آورده یا نه. با بی تفاوتی پاسخ می داد : " امشب چیزی گیرم نیامد. اما انشا ء الله فردا دوباره سعی می کنم. "
مردی راضی بود و هرگز او را افسرده ی ناکامی ندیدم. از آن پس، هر گاه مراقبه می کردم و هیچ اتفاقی نمی افتاد و هیچ ارتباطی با خدا برقرار نمی شد ، به یاد جملات آن دزد می افتادم : "امشب چیزی گیرم نیامد ، اما انشا ءالله ، فردا دوباره سعی می کنم ، و این جمله ، به من توان ادامه راه را می داد. "
"نفر دوم که بود ؟ "
"استاد دوم سگی بود ، می خواستم از رودخانه آب بنوشم ، که آن سگ از راه رسید. او هم تشنه بود .اما هر بار به آب می رسید ، سگ دیگری را در آب می دید ؛ که البته چیزی نبود جز بازتاب تصویر خودش در آب. سگ می ترسید ، عقب می کشید ، پارس می کرد.
همه کار می کرد تا از برخورد با آن سگ دیگر اجتناب کند. اما هیچ اتفاقی نمی افتاد . سرانجام ، به خاطر تشنگی بیش از حد ، تصمیم گرفت با این مشکل روبرو شود و خود را به داخل آب انداخت ؛ و در همین لحظه، تصویر سگ دیگر محو شد. "
حسن بصری مکثی کرد و ادامه داد:
"و بالاخره، استاد سوم من دختر بچه ای بود با شمع روشنی در دست، به طرف مسجد می رفت. پرسیدم:
خودت این شمع را روشن کرده ای؟
دخترک گفت: بله. برای اینکه به او درسی بیاموزم، گفتم :دخترم ، قبل از اینکه روشنش کنی ، خاموش بود، می دانی شعله از کجا آمد؟
دخترک خندید، شمع را خاموش کرد و از من پرسید: جناب! می توانید بگویید شعله ای که الان اینجا بود، کجا رفت ؟
در آن لحظه بود که فهمیدم چقدر ابله بوده ام! کی شعله خرد را روشن می کند؟ شعله کجا می رود؟ فهمیدم که انسان هم ما نند آن شمع، در لحظات خاصی آن شعله مقدس را در قلبش دارد ، اما هرگز نمی داند چگونه روشن می شود و از کجا می آید.
از آن به بعد، تصمیم گرفتم با همه پدیده ها و موجودات پیرامونم ارتباط برقرار کنم؛ با ابرها ، درخت ها، رودها و جنگل ها، مردها و زن ها. در زندگی ام هزاران استاد داشته ام . همیشه اعتماد کرده ام ، که آن شعله، هروقت از او بخواهم ، روشن می شود ؛ من شاگرد زندگی بوده ام و هنوز هم هستم.
آموختم که از چیز های بسیار ساده و بسیار نامنتظره بیاموزم ، مثل قصه هایی که پدران و مادران برای فرزندان خود می گویند

 

 




موضوع مطلب :


سه شنبه 92 فروردین 13 :: 4:25 عصر ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند

 

درکدام جنگ ناپلئون مرد؟
در اخرین جنگش

اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟
در پایین صفحه

علت اصلی طلاق چیست؟
ازدواج

علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟
امتحانات

چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟
نهار و شام

چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟
نیمه دیگر ان سیب

اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟
خیس خواهد شد

یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟
مشکلی نیست شبها می خوابد

چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟
شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد

اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دستدیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشیدکلا چه خواهید داشت؟
دستهای خیلی بزرگ

اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟
هیچی چون دیوار قبلا ساخته شده

چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتونی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟
زمین بتونی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد




موضوع مطلب :


سه شنبه 92 فروردین 13 :: 4:16 عصر ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند

خوشبختی یک سفر است، نه یک مقصد ...

هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.

زندگی کنید و از حال لذت ببرید.

اکنون فکر کنید و سعی کنید به سؤالات زیر پاسخ دهید:
1. پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید ؟
2.
برنده‌های پنج جام جهانی آخر را نام ببرید ؟
3.
آخرین ده نفری که جایزه نوبل را بردند چه کسانی هستند ؟
4.
آخرین ده بازیگر برتر اسکار را نام ببرید ؟

نمیتوانید پاسخ دهید؟
نسبتاً مشکل است، اینطور نیست؟
نگران نباشید، هیچ کس این اسامی را به خاطر نمی آورد.
پس شما چیزی را از دست نداده اید.

چـــــــــون :

روزهای تشویق به پایان می رسد!
نشان های افتخار خاک می گیرند!
برندگان به زودی فراموش میشوند!
و حتی بهترین ها هم آخر می میرند!

اکنون به این سؤالها پاسخ دهید:
1. نام سه معلم خود را که در تربیت شما مؤثر بوده‌اند، بگویید ؟
2.
سه نفر از دوستان خود را که در مواقع نیاز به شما کمک کرده اند،نام ببرید ؟
3.
افرادی که با مهربانی هایشان احساس گرم زندگی را به شما بخشیده‌اند،به یاد بیاورید ؟
4.
پنج نفر را که از هم صحبتی با آن ها لذت می برید، نام ببرید ؟

حالا ساده تر شد، اینطور نیست؟

افرادی که به زندگی شما معنی بخشیده‌اند، ارتباطی با "ترین‌هایدنیا" ندارند،
ثروت بیشتری ندارند، بهترین جوایز را نبرده‌اند ...

ولــــــــــی ...

آنها کسانی هستند که به فکر شما هستند، مراقب شما هستند،
 
همان هاییکه در همه ی شرایط، کنار شما می مانند ...
کمی بیاندیشید. زندگی خیلی کوتاه است
حتی کوتاه تر از اینکه مفهوم واژه های این ایمیل را بخاطر سپردید

شما در کدام لیست قرار دارید؟
نمی دانید؟
اجازه دهید کمکتان کنم.
شما در زمره ی ترین‌های دنیا نیستید ...

امــــــــــا ...

شما از جمله دوستانی هستید که برای در میان گذاشتن این راز در خاطرمن بودید
و برای تقسیم تمام شادیها نیز در خاطرم خواهید ماند
فقط همین




موضوع مطلب :


سه شنبه 92 فروردین 13 :: 4:8 عصر ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند


کلامی شایسته از مولانا:

در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد
و آن آگاهی است و تنها یک گناه و
آن جهل است


یک رباعی زیبا از خیام:

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلوم نیست
کاین دم که فرو برم بر آرم یا نه


جملاتی ماندگار از سهراب:

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی ...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.



دکتر علی شریعتی:

همه بشرند اما فقط بعضی ها انسـان اند ...

بیل گیتس:

من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم. هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام.

آرتور کلارک:

تنها راه کشف ممکن ها، رفتن به ورای غیر ممکن ها است.

ژوبرت:

برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم
اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم، احتیاج به جوانی دارم.


چرچیل:

بزرگترین درس زندگی اینست که گاهی احمق ها درست می گویند.

جک لندن:

هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری، آرزوی دیگران است؟!

جااولیور هاینز:

مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی بوجود می آورند که نامش تقدیر است.

باس:

بزرگترین بدبختی آن است که طاقت کشیدن بار بدبختی را نداشته باشیم.

موریس مترلینگ:

آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است.

آنتوان چخوف:

دانشگاه تمام استعدادهای افراد، از جمله بی استعدادی آنها را آشکار میکند.

نیچه:

آنکه می خواهد روزی پریدن آموزد، نخست می باید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالا رفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند.

لارنس استرن:

اگر قرار باشد بایستی و به طرف هر سگی که پارس می‌کند سنگ پرتاب کنی، هرگز به مقصد نمی‌رسی.

لویی فردینان سلین:

هرگز فوراً بدبختی کسی را باور نکنید، بپرسید که می تواند بخوابد یا نه؟
اگر جواب مثبت باشد، همه‌ چیز روبراه است. همین کافی است!


ژان پل سارتر:

به چه دردم می خورد که دوستم بدارند؟ اگر تو مرا دوست بداری لذتش را تو می بری نه من.

میلان کوندرا:

این دشمنان نیستند که انسان را به تنهایی و انزوا محکوم می کنند بلکه دوستانند.

وین دایر:

باید در زندگیتان چیزی وجود داشته باشد که به خاطر آن از بستر خارج شوید!

آلدوس هاکسلی:

یکی از فواید اصلی رفیق این است که جور تلافی هایی را که می خواهیم ولی نمی توانیم سر دشمنانمان درآوریم بکشد!

آلبر کامو:

همیشه روزهایی هست که انسان در آن کسانی را که دوست می داشته است بیگانه می یابد!

والتر بنیامین:

اینکه همه‌ چیز به روال همیشگی پیش می‌رود، خود همان فاجعه است!

ماکسیم گورکی:

انسان بـا مقاومتی کـه در مقابل محیط می کند خـود را می سازد.

دکتر علی شریعتی:

مادرم می گفت: عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب
اما هزار شب است پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکرده ام


خورخه لوئیس بورخس:

همیـشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می دهد بـه راحتی دل بکنی!

ریچارد براتیگان:

جهنمی بدتر از آن نیست، که مدام به یاد بیاوری بوسه ای را که اتفاق نیفتاده است!

گابریل گارسیا مارکز:

شوهر کردن بخاطر پول و بی عشق بدترین نوع خودفروشی است ...

آرتور شوپنهاور:

انسان های وحشی یکدیگر را می خورند و انسان های متمدن، یکدیگر را فریب میدهند.

آلبر کامو:

کسانی که مدعی اند همه چیز را می دانند و همه چیز را می توانند درست کنند، سرانجام به این نتیجه می رسند که همه را باید کُشت...!

توماس ادیسون:

زنها اختراعهای بزرگی نکرده اند، اما مخترعان بزرگ را پرورش داده اند..

مارسل پروست:

زمان آدم‌ها را دگرگون می‌کند اما تصویری را که از ایشان داریم ثابت نگه می‌دارد. هیچ چیزی دردناک‌تر از این تضاد میان دگرگونی آدم‌ها و ثبات خاطره نیست.

رومن گاری:

پیش از آنکه کسی در راه خیانت گام بردارد، لازم است که عشق فراوانی را بیهوده هدر داده باشد.

کــوروش بزرگ:

من با هیچکــس بر سر آیین و باوری که دارد نمی جنگم
چرا که خـــدای هر کس همانیست که خـــرد او می گوید


گویند اسکندر قبل از مرگ وصیّت کرد:

هنگام دفنم دست راست مرا بیرون از خاک بگذارید، پرسیدند چرا ؟
گفت : میخواهم تمام دنیا بدانند که اسکندر با آن همه شکوه و جلال دست خالی از دنیا رفت.


متنی تامل برانگیز از یک ناشناس:

فرزند عزیزم
آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی
اگر هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است
صبور باش و درکم کن
به یاد بیاور، وقتی کوچک بودی، مجبور می شدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم
وقتی نمی خواهم به حمام بروم، مرا سرزنش نکن
وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز، سئوالاتی می کنم با تمسخر به من ننگر
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی، حافظه ام یاری نمی کند، فرصت بده و عصبانی نشو
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده ... همانگونه که تو اولین قدم هایت را در کنار من برداشتی
زمانی که می گویم دیگر نمی خواهم زنده بمانم و می خواهم بمیرم، عصبانی نشو ... روزی خود می فهمی
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو
یاریم کن، همانگونه که من یاریت کردم
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو، این راه را به پایان برسانم
فرزند دلبندم، دوستت دارم

منبع:پرشین استار

 



موضوع مطلب :


چهارشنبه 92 فروردین 7 :: 7:45 صبح ::  نویسنده : ابوالقاسم آوند
1   2   3   4   5   >