همچنانکه چین برنامه ی اصلاح ابتکار و نوآوری های علمی خود را اجرا می نماید ، نیازمند آن است که مشکلات سیاسی و اقتصادی را برای ایجاد تعادل مناسب بین تلاش های بومی و درگیری با جامعه ی بین المللی حل نماید.


        در ژانویه 2006 ، چین برنامه ی پانزده ساله ی میان مدت و دراز مدت توسعه ی علم و فن آوری خود را آغاز کرد. این برنامه از چین می خواهد که تا سال 2020 جامعه ای ابتکار محور شود و تا سال 2050 رهبر جهانی علم و فن آوری گردد. این برنامه چین را نسبت به توسعه ی توانمندی ها برای نوآوری بومی و جهش به سمت جایگاه پیشرو در صنایع مبتنی بر علم نوین متعهد می سازد . بر اساس این برنامه ، چین تا سال2020، از سرمایه گذاری 34 .1 % تولید ناخالص داخلی در حال افزایش خود در سال 2005 در بخش پژوهش و توسعه به 5. 2% درصد خواهد رساند.سهم رشد اقتصادی ناشی از پیشرفت فن آوری را به بیش از 60% افزایش دهد و اتکای خود را به فن آوری وارداتی به کمتر از 30% محدود نماید . مضافا بر این که از چین می خواهد یکی از پنج کشور اول دنیا در تعداد حق ثبت اختراعات به شهروندان چینی باشد و مقالات علمی نویسندگان چینی جزو مقالاتی باشد که بیشترین ارجاع را داشته باشند.با همه ی احتمالات این برنامه تاثیر بسزایی در گذر به سمت توسعه چین خواهد داشت و بنابر این توجه شایانی از سوی جامعه ی بین المللی اقتضا می نماید.









Figure 1


       آمادگی برای این برنامه از سال 2003 آغاز گشت. در آن سال بیش از 2000 دانشمند مهندس و مدیران اجرایی صنوف مختلف در برنامه ی تحقیقات استراتژیک(راهبردی) بسیج گشتند تا مسائل حاد کشور و فرصت های تحقیقاتی را در بیست زمینه که از اهمیت اساسی برای آینده چین قائل بودند شناسایی نمایند. جدول شماره ی 1


 


 


 


 


 


 


 این زمینه ها را که شامل : تولیدات پیشرفته کشاورزی علوم پایه انرژی منابع انسانی و امنیت ملی است فهرست می نماید.


       برغم تلاش های صورت گرفته در برنامه ریزی های قبلی این تمهیدات دست کم در شروع بسیار نمایان بود. بالاخص شامل دانشمندان علوم اجتماعی ( عمدتاَ اقتصاد دانان ) و دانشمندان خارجی می شد. نهایتاً نمایان بودن این تمهیدات راه را برای فرآیند مخفی نگه داشتن بیشتر فراهم کرد و در این مسیر سستم اداری گزارشات بیست گروه کاری را زیر و بالا نموده و سعی کرد که بین آن ها اتفاق نظر ایجاد شده و نسخه عمومی را به تصویب برساند. اکثر گزارشات حاکی از آن است که در فرآیند تصویب این برنامه دعوا و نزاع صورت گرفته و به طور غیر معمول از دستور کار خارج می شده است. در یک مقطع در فرآیند طاقت فرسای محدود کردن برنامه و تعیین اولویت ها ایجاب می کرد نخست وزیر کشور ون جیابائو[1] مداخله مستقیم نماید.


مسائل فن آوری    


 به انحای مختلف این برنامه       است. این برنامه یکی از گام های سیاسی مهمی است که در بیست و پنج سال اخیر اتخاذ شده است و شامل تعهد سال 1995 برای تقویت کشور از طرق علم و فن آوری و آموزش و نظریه جدیدتر توانمند کردن کشور از طریق استعداد افراد است. تحت چنین عناوینی چین تلاش بسیار زیادی در چند سال اخیر در زمینه علم و آموزش و پرورش کشور نموده است. همچنانکه در منحنی شماره یک نشان داده شده است این تلاش ها شامل صرف هزینه بیشتر در زمینه های تحقیقات و توسعه است که به افزایش تعداد دانشمندان و مهندسان در تحقیقات و توسعه( منحنی شماره 2)









Figure 2


 


 


 


 


و افزایش ثبت نام برای آموزش عالی شده است (منحنی شماره3).


 









Figure 3


 


 


 


 


 


 


 به علاوه با توجه به وضع قوانین مرتبط با حقوق مالکیت معنوی استانداردهای فن آوری و سرمایه گذاری در کارهای جدید چین به طور جدی نظریه نوآوری و فن آوری را به عنوان یک مساله ی پیچیده و سیستمی آغاز کرده است.


     برغم بروز علائم پیشرفت در علم و فن آوری کشور چین این برنامه به مرحله ی توجه جدی به توسعه کشور رسیده است. رهبران چین متعهد شده اند کشور را به جامعه ای سراسر خوب و مرفه تبدیل نمایند که درآمد سرانه از 1000 دلار در سال 2002 به 3000 دلار تا سال 2020 برسد. رسیدن به چنین هدفی نیازمند رشد سریع و مداوم اقتصادی خواهد بود و هر چند رهبری چین از این نکته آگاه است که رشد سریع چین در ربع قرن گذشته با سرمایه گذاری بیش از حد عدم استفاده موثر از منابع تاثیر مخرب بر محیط زیست پایدار نخواهد بود.مسیر ساخت جامعه ای خوب و مرفه لزوماً دارای مشخصه هایی همچون کارآیی و قدرت تولید بیشتر و نوآوری های نهادی با حمایت ایجاد اصلاحات در دولت با رعایت انضباط و یکدستی بیشتر در بازار فساد اداری کمتر و پاسخگویی بیشتر مسوولین می باشد.


     این برنامه چهار مشکل حاد چین را در توسعه علم و فن آوری مورد خطاب قرار می دهد. اولین مشکل این است که برغم دستاوردهای قابل توجه اقتصادی کشور نوآوری در فن آوری های جدید حتی با در نظر گرفتن روند بهبودی های اخیر در ثبت اختراعات ضعیف بوده است. در عوض اتکای کشور به فن آوری خارجی در طی بیست و پنج سال گذشته دائماً افزایش داشته است. بخشی از این وابسته در نتیجه ی استراتژی بازار فن آوری دولت است که منظور آن تحریک شرکت های چند ملیتی در انتقال فن آوری در پاسخ به ایجاد فرصت های بازار بوده است. این خط مشی که قابل بحث است در کمک به این که چین را به مرکز تولید جهانی و تحرک بخشیدن به رشد سریع و موثر صادرات فن آوری پیشرفته چین تبدیل نماید موفق عمل کرده است.


     به هر حال رهبران چین به این نتیجه رسیده اند که این سیاست دوره ی خود را ممکن است سپری کرده باشد.این نکته در نظر آنها کاملاً بدیهی جلوه نموده است که آن هایی که از مالکیت معنوی برخوردارند و آن هایی که معیارهای فنی را کنترل می نمایند از این جایگاه امتیاز بخش بهره مند گردیده و سود خود را بیبشتر از این شبکه های تولید بین المللی بدست می آورند. علاوه بر اینکه در نتیجه ی برخوردهای پیوسته با آمریکا و دیگر کشورها بر سر حقوق و معیارهای مالکیت بین المللی چین به این نتیجه رسیده است که الگوهای فعلی کنترل این زمینه ها منافع چین را تامین نکرده است بلکه این الگوها برای رهبران بین المللی درزمینه ابتکار و نوآوری سودمند بوده است.بنابر این اقتصاد صنایع چین در قرن بیست و یک از این منظر باید معیارهای خود را تعیین نموده و حقوق مالکیت معنوی خاص خود را به وجود آورده و قانونمند سازد. از این رو تاکید بر نوآوری های بومی و نیاز به ایجاد جامعه ی ابتکار نگر وجود خواهد داشت.


      مساله ی دوم این است که توانمند های فن آوری چین نتوانسته است نیاز های کشور را در زمینه هایی نظیر انرژی آب بهره برداری از منابع حفاظت محیط زیست و بهداشت عمومی تامین نماید. پیامدهای منفی زیست محیطی بیست و پنج ساله رشد سریع اقتصادی را نمی توان بیش از حد در نظر نگرفت. سیر قهقرایی مداوم زیست محیطی در پانزده سال آینده ناشی از احداث سد بحث بر انگیز ثری گرجس [2] که در تصویر نمایان است









Figure 4


هر ادعایی که چین جامعه ای سراسر خوب و مرفه بدست آورده است خواه به اهداف افزایش درآمد ناشی از سرانه تولید ناخالص داخلی رسیده باشد یا نه را به استهزا می گیرد. خواست چین برای انرژی تنها در سال های آتی افزایش خواهد یافت و نیز به فن آوری های حفظ منابع طبیعی منابع انرژی نوین و یافتن منابع بیشتر سنتی نیاز خواهد داشت. کوتاه سخن این که زمینه های کلی نیاز اجتماعی را نمی توان بدون فن آوری پیچیده روز افزون مدیریت نمود.


      مساله ی سوم این است که چالش های فن آوری تامین امنیت ملی انگیزه ای قوی برای شروع این برنامه بدست داده است. برغم این که چین دارای سلاح اتمی است و دستاوردهای فضایی است توانمندی کلی کشور برای ابتکارات فن آوری مرتبط با امنیت ملی تا این اواخر چندان برجسته نبوده است. در خصوص فن آوری غیر نظامی مدرن سازی فن اوری نظامی چین عمدتاً متکی به واردات از خارج بوده است. چین به اهمیت فن آوری های دارای کاربرد دوگانه که می توان برای مقاصد صلح آمیز و یا فن آوری های پیشرفته جنگی استفاده نمود رسیده است و اینکه کشور فرصت هایی را به کار گیرد که این کاربرد دوگانه به دست می دهد. اما فن آوری های دارای کاربری دوگانه به خصوص رموز فن آوری های پیچیده در معرض محدودیت های صادراتی و مهمتر از همه ایالات متحده آمریکا است. بنابر این تامین کننده گان خارجی فن آوری منابع بحران ساز غیر قابل اعتمادی خواهند بود. ار این رو نیاز به نوآوری بومی بدیهی و آشکار به نظر می رسد.


چالش های فن آوری   


      مساله ی چهارمی که متوجه این برنامه است وضعیت علم می باشد. همچون فن آوری در چین علم نیز نومیدی های خود را در بر داشته است. به رغم رتبه برجسته ی محققین و افزایش بودجه ها ی هنگفت تحقیقاتی عملکرد نظام پژوهشی در حد انتظار خود را نشان نداده است. بسیاری از بهترین و با هوش ترین دانشمندان جویای فرصت های شغلی در خارج از کشور شده اند و به رغم انگیزه های مختلفی که شرکت های محلی و ملی به دانشمندان و محققین اعطا می کنند چین در دریافت پاسخ از سوی آن ها با مشکل مواجه گردیده است. درست است که برخی از دانشمندان چینی که تحصیل کرده ی خارج هستند نگران توسعه ی علم و فن آوری کشورشان می باشند و به انحای مختلف در این امر مشارکت داشته اند اما روش استفاده از هوش و استعداد آن ها بعضاً بحث بر انگیز است. در بعضی از موارد حقوق بالا و انگیزه های مادی در به کار گیری آن ها در نهاد های چینی مورد سو استفاده قرار گرفته است. محققین حقوق خود را دریافت می نمایند بدون این که به تعهدات خود پای بند باشند در حالی که نهاد های به کار گیرنده ی آن هاحتی خرسندند که از اسم و تالیفات این ستاره گان علم استفاده نموده تا ارزشیابی خود   را بهبود بخشیده و افزایش بودجه را خود تعیین نمایند.


    به صورت ساده ، بهره ی کمی در تحقیقات چین همیشه با بهره ی کیفی مطابقت نداشته است. اختصاص منابع مالی به تحقیقات علمی هرچند در حقیقت به رشد سریع مقالات نویسندگان چینی در اندیکس نشریات مرجع علمی منجر شده است اما سهم آنها را اگر با تعداد ارجاع به مقالات بسنجیم نتیجه ی آن نومید کننده است. با این وجود ، چین می بایست نوعی رویه ای تحقیقاتی اتخاذ نماید که هم منجر به کسب دستاوردهای خلاقانه شود و هم تحمل شکست داشته باشد. ذهن دانشمندان غالباَ متوجه کسب نتایج سریع و با بازده فوری است ولی فرار مغزها آهنگ توسعه ی رهبری علمی سطح بالا را کند نموده است. ماهیت تحقیقات غالباَ گرفتنی است که در این صورت اتلاف منابع را در بر دارد و خلاقیت را سست و تفکر مستقل و آزاد را از فرد سلب می نماید. اجرای نادرست تحقیقات از انواع مختلف ظاهراَ همه جا گسترده و غالباَ پوشیده و مورد حمایت قرار می گیرند.


 


        بنابر این وقتی چین تمهیدات اجرای برنامه را در سال 2003 آغاز کرد از جایگاه پیشرفت قابل توجهی شروع کرد اما پیشرفت اجرای برنامه با نقاط سستی در زمینه های ملی پر شد. همینکه اهمیت علم و نوآوری برای قرن بیست و یکم در چین توجه سیاسی را در سطح بالا بدست آورد. چینی ها به میراث برنامه ریزی علوم برای حرکت به سمت آرزوهای آتی کشور توجه پیدا نمودند. به ویژه آن که مشهورترین برنامه های گذشته خود در این زمینه الهام گرفته بودند و به آن ها کمک می کرد بنیان علم نوین را در چین برنامه ریزی نمایند. از جمله دستاوردهای برنامه ی پیشین آن ها ، توفیقات چینی ها در برنامه های فضایی و سلاح های اتمی بود . مشخصه ی برنامه ی دوازده ساله ی چین ، تعیین اولویت پروژه ها و بسیج منابع برای کارکردن بر روی آن ها توسط حکومت مرکزی بود. همان ویژگی ها مشخصه این برنامه ی توسعه نیز می باشد.


ساختار و محتوای برنامه ی توسعه


      


این برنامه از مولفه های چندی تشکیل یافته است. اولین مولفه ی آن به کار گرفتن رهنمودها و اصول ماخوذ از اهداف برخورداری از توسعه ی اقتصادی پیشرو در زمینه ی غلم و فن آوری است.یکی از این اصول ، به زبان چینی زیزهو چوانگ زین [3]، به سر در گمی خارجیان منجر گشته است. ابهام این کلمه در این است که به نوآوری مستقل یا ابتکاری که از دل کشور بیرون آمده ترجمه گردیده است. برخی آن را به عنوان بازگشت به اندیشه های خود اتکایی دوره ی مائو تعبیر و تفسیر کرده اند ، دوره ای که تحقیقات و ابتکارات چین از جامعه ی بین المللی بریده و در نتیجه بسیار عقب مانده بود. بحث هایی که در داخل و خارج از چین بر سر معنای این کلمه باعث شد که یکی از مقامات ارشد وزارت صنایع و فن آوری چین پیشنهاد می نماید که بهترین راه برخورد این است که نوآوری را بدون هیچ پیرایه ای به بحث نشست . در تبیین این مفهوم ، برنامه ی توسعه به زیزهو چوانگ زین به عنوان کلمه ای نگاه می کند که دارای سه مولفه است: اول این که اصالتاَ نوآوری بدیع و تازه است ؛ نوآوری یک دست و یک پارچه است و فن آوری های موجود را به شیوه های نوین با یکدیگر ترکیب کرده است؛ سوم آن که نوآوری شکل دیگر فن آوری است که از جذب واصلاح فن آوری های وارداتی تشکیل یافته است.


        مولفه ی دوم این برنامه شناسایی زمینه ها و برنامه های اولویت برنامه است. چنانچه در منحنی شماره ی دو ملاحظه می فرمائید این زمینه ها شامل یازده زمینه کلی ومهم مربوط به نیازهای ملی و هشت زمینه در ارتباط با فن آوری های کشف نشده است. درون این زمینه ها ، برنامه ی توسعه تعدادی از پروژه های اولویت دار را تعیین می نماید. به طور مثال : تحت عنوان زمینه ی فن آوری کشف نشده در باره ی مواد جدید ، برنامه ی توسعه بر روی مواد هوشمند ، فن آوری ابر رسانه های با دمای بالا ومواد انرژی موثر را در بر می گیرد.


       علاوه بر زمینه های اولویت دار ، برنامه ی توسعه تعدادی از پروژه های عظیمی که بودجه ی آن ها و تملک آن ها و تحت نظارت دولت اداره می شوند شناسایی می نماید. چنان که بعداَ خواهد آمد ، این موارد جنبه های بحث بر انگیز برنامه ی توسعه می باشند هر چند گنجاندن آن ها در برنامه منعکس کننده ی میراث برنامه ریزی علوم در چین به ویژه تاثیر مداوم برنامه ی لیانگدان وایزینگ [4]بر افکار چینی ها در برنامه ریزی علم و فن آوری باشد . برنامه ی توسعه خواهان گسترش تحقیقات بنیادی است تا توسعه ی رشته های جدید در زمینه های بین رشته ای ، علوم نا مکشوف و تحقیقات بنیادی را در حمایت از راهبردهای اصلی ملی در برنامه بگنجاند.


          گرچه به کشاورزی ، انرژی ، محیط زیست ، بهداشت ، و منابع توجه بی سابقه ای در برنامه ی توسعه شده است ولی علوم طبیعی(مثل فیزیک ، شیمی ، زمین شناسی ، نجوم و ...) مبنای بسیاری از زمینه های اولویت دار نظیر مواد جدید قرار گرفته است. بخش اعظم سیزده پروژه عظیم مهندسی در ارتباط مستقیم با علوم طبیعی هستند. نمونه ای از این برنامه ها : قطعات اصلی الکترونیکی ، تراشه ها و نرم افزارهای پایه است. دانشمندان علوم طبیعی نقش مهمی را در توسعه ی فن آوری های نا مکشوف ایفا می نمایند و دو پروژه از چهار پروژه ی عظیم _ پروژه ی تحقیقات کوانتوم و پروژه ی نانوتکنولوژی _ در زمره ی پروژه های علوم طبیعی هستند. علاوه بر اینها ، علوم پروتئین ، دیگر پروژه های عظیم علمی ، از تجهیزات مدرنی که در ساخت تجزیه و تحلیل انعکاس امواج مغناطیسی هسته ای بکار می روند استفاده می نمایند.


     سومین مولفه ی برنامه ی توسعه در باره ی اصلاحات جاری در علم و فن آوری و توسعه ی بیشتر نظام یکپارچه ی ملی نهادهای حامی خلاقیت در پژوهش و نوآوری در فن آوری است. این مولفه اهداف مهم مرتبط با اصلاحات مستمر چند نهاد تحقیقاتی دولتی تغییرات در مدیریت علم و فن آوری و نیاز به تشویق شرکت های صنعتی در قبول مسوولیت نقش رهبری در نظام نوآوری کشور را برجسته می سازد.علاوه بر آن این مولفه شامل خط مشی های کمک به تحقیقات صنعتی و حمایت از شرکت های کوچک و متوسط می گردد.تاکید دوباره برنقش اصلی نشان دهنده ی نگرانی هایی است که شرکت های چینی سرمایه ی معنوی کافی در حمایت ازمعرفی فراورده های تولیدی و خدمات نوین که به لحاظ تجاری با دوام باشند ایجاد نمی نمایند.


 


    مقاله ای در روزنامه ی پیپلز دیلی [5] به طور مثال توجه را معطوف به پژوهشی می نماید که شرکت های صنعتی چین پژوهش و توسعه را جدی نمی گیرند زیرا 75% آن ها کسی را برای انجام تحقیق به کار نمی گیرند . گزارش این پژوهش خاطر نشان می سازد که در هابرین [6] که قطب صنعتی استان هیلونگ جیانگ [7] در شمال شرقی چین است تنها 8.3% شرکت های بزرگ و متوسط اعلام نموده اند که حداقل 5% در آمد فروش خود را صرف تحقیق و توسعه نموده اند . در استان دیگری 14.1% شرکت ها گفته اند که بودجه ی پژوهشی و توسعه به 3% فروش رسیده است. بر اساس این مقاله این گزارش نظام اجرای ارزشیابی شرکت های متعلق به دولت را مورد سرزنش قرار می دهد و خاطر نشان می کند که تاکید شرکت های دولتی بر افزایش مایملک خود است اما فاقد معیارهای لازم برای ارزشیابی نوآوری و فن آوری شرکت ها می باشند.این تحقیق نشان می دهد که از مجموع درون داد محاسباتی چین در زمینه ی علم و فن آوری تنها 10% صرف حمایت از ابتکار و نوآوری های علمی و فنی شرکت های صنعتی می گردد.


 


      بخش نهایی این برنامه در باره ی چهارچوب خط مشی اجرای برنامه است. این چهارچوب مشتمل بر پائین آوردن حقوق کمرگی مناطق صنعتی فن آوری پیشرفته و جذب فن آوری خارجی می باشد . هم چنین شامل سیاست های مهم در تقویت مالی و ایجاد تنوع در علم و فن آوری کارآمد کردن هزینه ها و توسعه ی منابع انسانی کشور برای علم و فن آوری می گردد . به شکل خاص این برنامه پیشنهاد تربیت کارشناسان ارشد در سطح جهانی به کارگیری استعدادهای خارج از کشور نقش گسترده ی دانشمندان و مهندسان در صنعت ایجاد اصلاحات در آموزش و پرورش در حمایت از اهداف دست یا بی به خلاقیت و نوآوری های بیشتر و تقویت حقوق مالکیت معنوی برای مبتکران چینی است.


 


بحث ها       


 


    انجام برنامه ی توسعه مشارکت افراد جامعه را در علم و فن آوری کشور در پی داشته است و با منافع محلی و ملی بسیاری برخورد داشته و بدون برخورد نبوده است. یک مساله ی مهم در باره ی ارتباط بسیار مهم بین نوآوری های بومی و فن آوری های وارداتی می باشد.بحث شدید برخی از اقتصاددانان چینی بر سر این نکته است که در سطح فعلی توسعه ی اقتصادی چین و بهره ی تطبیقی برنامه ی توسعه باید بر حفظ موقعیت و جایگاه چین به عنوان پایگاه تولیدی پیشرو در جهان تاکید و تمرکز نماید و بعد اینکه ارتقا و توانمندی های فن آوری چین با ادامه دادن سیاست تشویق به انتقال فن آوری از شرکت های چند ملیتی میسر است.


 


     بسیاری از اعضای جامعه ی فنی این نوع طرز تفکر را نمی پذیرند و استدلالشان این است که روی شرکت های خارجی بیش از این در انتقال فن آوری به ویژه فن آوری های پیشرفته ی مورد نیاز تولید کننده گان صنایع پیچیده ی چین نمی توان محاسبه کرد. این ها مدعی اند که بهره ی فنی چین از شرکت های چند ملیتی نومید کننده بوده است و خاطر نشان می نمایند که با پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی چین از برخی از ابزارهای سیاسی که به عنوان اهرم نفوذ منافع خارجی در فرصت های سرمایه گذاری چین برای دست یابی به فن آوری استفاده می کرد دست کشیده است. به اضافه چین از بهره ی نسبی که از نقش خود در اقتصاد صنعتی بین المللی کسب کرده بسیار ناراضی گشته است. حق امتیازی که شرکت های چینی مجبور به پرداخت آن برای فن آوری خارجی بودند به شکل حاشیه سود کم قطع گردید که غالباً بسیار زیاد می نمود. چین یقیناً نمی تواند استدلال مطرح شده ی اقتصاددانان را نادیده بگیرد اما اگر منابع بزرگ مالی و سیاسی متعهد به نوآوریات بومی در تمامی اشکال آن باشند عادلانه آن است که گفته شود طرفداران سیاست راهبردی علم و فن آوری در تقویت تحقیق و توسعه موفق گردیده اند.


      


      موضوع دوم انتخاب پروژه های عظیم و ارتباط مداوم تفکری که پشت برنامه ی دوازده ساله و تجارب برنامه های لیانگدان وایزینگ قرار دارد. تقاضا برای توسعه متمرکز و برنامه ریزی شده علم وفن آوری منحصراض یک پدیده ی چینی نیست بلکه شیوه ی چینی ها در تلاش برای جامعیت و دقت در جزئیات برنامه همچنانکه در استفاده از کلمه ی گوای هوا [8] یا برنامه در برنامه ی توسعه متمایز است. گوای هوا به معنی برنامه ی توسعه ی دراز مکدت جامع و راهبردی است . ولی بر خلاف آن کلمه ی جای هوا [9] که به برنامه ترجمه شده است به معنی محتوا و روش انجام کار قبل از انجام آن است.


 


     بسیاری از برنامه ریزان چینی اذعان می کنند که دنیا از زمان برنامه ی لیانگدان وایزینگ تغییرات شگفتی کرده است. با وجو این ایده اهداف تحقیق و توسعه متمرکز شده و منابه متمرکز بسیج شده در حمایت از این اهداف در فرهنگ سیاسی چین خاستگاه ویژه ای دارد > به صورت انتزاعی بحث بر سر این است که آیا برنامه های راهبردی از این نوع نوآوری خلاقانه و علم را در چین به سر منزل مقصود می رساند.


      در سطح عملی بحث بر سر کارآیی و تاثیر سرمایه گذاری بنیادی بر پروژه های بزرگ ملی است. جرقه ی این بحث از انتقادات در خصوص موثر بودن چنین برنامه های ملی مثل برنامه ی توسعه و تحقیق فن آوری پیشرفته ی ملی ( برنامه ی به اصطلاح 863) و برنامه ی تحقیقات بنیادی ( برنامه ی به اصطلاح 973) زده شده است. از آن جایی که اکثریت برنامه های ملی و تقریباً 15% هزینه های تحقیق و توسعه را MOST  کنترل می کند تردیدهای ابراز شده در باره ی موثر بودن برنامه های ملی ناگزیر به دیده ی انتقاد از وزارت صنایع چین نگریسته شده است .         دولت را متهم می سازند که برنامه های ملی MOST نه فقط اهداف ملی را برآورده می سازد بلکه روشی برای افزایش بودجه و مجموعاً اهمیت دادن به آن است.


     در جولای 2004 گروهی از دانشمندان زیست شناس چینی مقیم آمریکا از برنامه های 863 و 973 و تلویحاً گنجاندن بسیاری از پروژه های عظیم را در برنامه ی توسعه به باد انتقاد گرفتند. این دانشمندان که در سمپوزیومی در پکن شرکت داشتند عقیده و اعتقاد خود را در مبنی بر این که بودجه ی علوم زیستی در این برنامه یک سویه است و کارآیی ندارد شفاف نیست و غالباً در معرض منافع مقامات MOST است به گوش نخست وزیر رساندند. آن ها نگرانی خود را در مورد جایگاه برنامه ابراز داشتند و اعلام کردند که اگر توجه بیش از حد به منابع بر روی پروژه های بزرگ ملی متمرکز شود موفقیت آن به مخاطره خواهد افتاد. چند ماه بعد انتقاد دیگری در مقاله ی منتشره در نشریه چایناویس تو [10] که ضمیمه ی چینی زبان نشریه ی نیچر[11] است ظاهر شد.وای رائو [12] و بای لو [13]دو دانشمند عصب شناس چینی مقیم آمریکاو چن لو تسو [14]از آکادمی علوم چین بحث تغییر روش سازماندهی و بودجه بندی پروژه های عظیم را مطرح و پیشنهاد کردند که MOST باید منحل شود یا اینکه دست کم از نفوذ و قدرت خود بر بودجه ی تحقیقات بکاهد.


      در همان شماره ی نشریه مومینگ پو [15] دانشمند چینی مقیم آمریکا که مسوولیت اداره ی موسسه ی علوم عصب و آکادمی علوم چین را به عهده دارد از رابطه ی بین علوم بزرگ و علوم کوچک قیاس اقتصاد برنامه ریزی با اقتصاد بازار را کرد. پو که کانون توجه خود را معطوف برنامه های 863 و 973 کرده بود بحث پی گیری پروژه های عظیم و پروژه هایی که محققین پیش می برند و غالباً تحقیقات اصیلی نیز است مطرح نمود. در نظر وی پروژه های ملی بودجه را به سمت و سوی آزمایشگاه های متوسط و غالباً بر اساس روابط فردی سوق داده اند . در نظر وی دادن این امتیازها تاثیر بسیار کمی برسمت تحقیقات یا قدرت تولید آزمایشگاه های سهیم داشته است.


    چنین انتقاداتی هر چند راه به جایی نبرده است ولی نقش مهمی به پروژه های عظیم موجود در برنامه ی توسعه بخشیده است. گرچه بیشترین پروژه های مهندسی را عمدتاً MOST اجرا نمی کند اما برنامه های تحقیقاتی در فت آوری های نا مکشوف و پروژه های عظیم ملی را MOST اجرا می نماید. تعبیر کنایی از برنامه ی توسعه این است که در کانون توجه خود به توسعه و تحقیق نمایان گر صرف برنامه های MOST و برنامه های ملی است که سایر موسسه های تحقیقاتی اجرا می کنند و ظاهر و عنوان های خود را تغییر داده اند . به طور مثال برنامه ی فن آوری های نا مکشوف همان موارد برنامه 863 را در بر گرفته است بجز این که به جای کلمه ی اتوماسیون واژه ی تولید پیشرفته جایگزین شده است.


هیات حاکمه و پاسخگویی


      افزایش شگرف بودجه ی دولت برای انجام تحقیقات و ابداعات که برنامه ی توسعه آن را نوید داده است نگرانی های جدی در مورد عملکرد نظام پژوهشی و این که آیا منابع ملی به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرند مطرح نموده است. اگرچه هنوز کشور چین راه درازی به سوی پاسخگویی مردم سالارانه در پیش روی خود دارد ولی انتقادات اخیر از نظام پژوهشی و گزارش های مکرر کلاهبرداری و دیگر خلافکاری ها در جامعه ی فنی سوالات دیگری را در کنگره ملی خلق چین در وزارت مالیه در محافل سیاسی و در بحث های مردمی در خصوص مدیریت علوم و مسائل مدیریتی نهادهای دولتی برانگیخته است. MOSTبه اعتبار خود سریعاً در قبال موارد اخیر خلافکاری واکنش نشان داده و یک بسته ی نرم افزاری را برای ارزشیابی جدید و شیوه های بودجه بندی به منظور نظارت دقیق بر تحقیقات و نیز جلوگیری و تنبیه کلاهبرداران و دیگر رفتارهای غیر اخلاقی براه انداخته است.


      اجرای موثر برنامه ی توسعه نیازمند همکاری بین وزارت خانه ها در دولت مرکزی و همکاری بین دولتی در بین دولتمردان و شهرها و ایلت ها است که تصور می رود برنامه ها ی محلی خود را برای توسعه ی علم و فن آوری اجرا می نمایند. برای بهبود وضعیت مدیریت در سطح دولت مرکزی به ویژه مدیریت پروژه های عظیم مهندسی MOST پیشنهاد سامانه های آن لاین را برای پی گیری مشارکت متخصصان فن داده است به گونه ای که از برخورد منافع جلوگیری به عمل آورده و بر عملکرد محققین نظارت داشته و در بکارگیری بودجه های پروژه تسهیل شود.


     وزارت صنایع چین در پی آن خواهد بود تا از نقش مستمر خود در خط مشی علوم و هماهنگی در امر تحقیقات ملی اطمینان حاصل نماید اما چالش های اجرای موفقیت آمیز برنامه ی توسعه تمهیدات مدیریتی چندی را به دنبال خواهد داشت. در صورت انجام پروژه مشاهده ی آن از جذابیت های خاصی برخور دار خواهد بود. به ویژه آن که اعضای جامعه ی فنی بر سر نیاز به یک مدیریت فرا وزارتخانه ای در مورد خط مشی علم و فن آوری بحث نموده اند. این مدیریت هماهنگی بین وزارت خاته هارا بهبود خواهد بخشید و در طول اجرای برنامه به رهبران حکومتی که با بسیاری از موارد فنی و اجرایی مواجه می گردند توصیه های علمی خود را ارائه خواهند داد. با اجرای برنامه این نکته کاملاً قابل پیش بینی است که فشارهایی روز به روز برای ایجاد یک ساز و کار مدیریتی از این نوع وارد خواهد شد.


تجربه ای سنگین


     برنامه ی توسعه با تمام وسعت و عمق خود تاثیر عمده ای بر علم و فن آوری چین در آینده خواهد داشت. در پائین ترین سطح اگر چین به اهداف هزینه ای خود برای توسعه و تحقیق دست یابد در این صورت به یک مرکز علمی دنیا تبدیل خواهد شد. البته صرف هزینه صرفاً ضمانتی برای توان فن آوری و تمایز علمی از سایر کشورها ایجاد نمی نماید . آن هایی که برنامه ی توسعه را به تصویب رسانده اند یقیناً به این نکته پی برده اند و در پی آن هستند تا تغییرات فرهنگی و نهادی در حال انجام را به عنوان ابزاری برای دست یابی به اهداف برنامه ی توسعه ترغیب نمایند.


 


    برای آن هایی که در داخل و خارج از چین نظاره گر برنامه ی توسعه هستند به برنامه ی توسعه به عنوان تجربه ای گران سنگ می نگرند. در کشورهایی که مدتی است بحث استفاده از برنامه های نوآوری که جهت دهی آن به دست دولت است و یا روش های پاسخگویی به بازار جریان دارد این مورد مرتبط با بحث آن ها است. بساری از دانشجویان مبتکر نقش صحیح دولت را در کمک به علوم و فنون جدید تشخیص می دهند اما تعیین این که چه چیزی صحیح است هنوز مورد اختلاف است واز کشور به کشوری دیگر فرق می کند. پاسخگویی به این سوال نیازمند ساز و کارهایی برای تعیین و ارزیابی سود و زیان های اقدامات دولت است . علائم بازار در چین نظیر افزایش تعهد به ارزیابی پژوهش های رسمی به چنین روندی در حال کمک کردن است. افزایش نگرانی که در خصوص پاسخگویی ابراز می گردد خود یک توسعه ی نوید بخش است اما فقدان پاسخگویی کامل مردم سالارانه چین را از یک منبع مهم اطلاعاتی و بازخورد در خصوص مناسب بودن سیاست های دولت در زمینه ی علم و فن آوری محروم می سازد.


     سوال جالب دیگری که بینش آن را برنامه ی توسعه بوجود آورده است تعادل مناسب بین آموزش های بومی در پژوهش و نوآوری از یک سو و درگیری با جریانات فن آوری جهانی و توسعه ی علوم از سوی دیگر است. به رغم موضوعات فن آوری و ملی گرایانه در گفتمان برنامه ی توسعه غیر قابل تصور است که علوم و فن آوری چین توانسته باشد بدون درگیری هایی که در طول ربع قرن گذشته داشته با دانشگاه های خارجی مراکز پژوهشی و شرکت ها داشته است به پیشرفت رسده باشد . به نظر می رسد رهبران چین شرایط درگیری هایی از این نوع را که در حال تغییر است فهمیده باشند . به هر صورت به نظر می رسد آن ها تشخیص داده اند که جهانی شدن تحقیق و نوآوری با شتاب زیادی ادامه دارد و این که هر کشوری بدون درگیر شدن با آن ها به پیشرفت نائل نخواهد شد. در حقیقت رهبران چین آن قدر به عمق مطلب پی برده اند که به همتایان خارجی خود یاد آوری نمایند که برنامه ی توسعه طوری طراحی نشده است که چین را از همکاری بین المللی و مشارکت حائز اهمیت در نظام علمی جهانی که در حال بروز است جداسازد.


     اجرای برنامه ی توسعه به دانشمندان وسیاستمداران کمک خواهد کرد نقش علم و فن آوری را در توسعه ی ملی بهتر بشناسند . چین از یک گستردگی جمعیت دهقانی در سال 2000 با سرانه ی تولید ناخالص ملی 1700 دلار- برخوردار است و با این محاسبات در زمره ی کشورهای در حال توسعه باقی خواه ماند. چین رتبه پنجم تولید علم و فن آوری و جایگاهی بالاتر از فرانسه ایتالیا وکانادا را در اختیار دارد . اگرچه چین در زمره ی کشورهای بسیار پیشرفته قرار نمی گیرد ولی دارای یک نظام علمی و فن آوری نسبتاً جامعی است که در علوم زیستی نانو فن آوری فضایی و دیگر زمینه های مهم بین المللی دارای پژوهش و توسعه ی بومی است. چین با داشتن موسسه ای در حدود یک میلیون دانشمند و مهندس در رتبه ی دوم بعد از آمریکا قرار دارد و در آینده در اعطای مدرک دکتری علوم و مهندسی از آمریکا پیشی خواهد گرفت.چنین منابع علمی شروع برنامه ی توسعه را رقم زده است. این نکته در جای خود باقی خواهد ماند که آیا می توان دید که برنامه ی توسعه بتواند منابع چین را به گونه ای بسیج و سازماندهی نماید که توسعه ی اقتصادی و اجتماعی چین را سرعت بخشد یا نه.


     بدون توجه به وعده های بزرگی که علم و فن آوری چین داده است چین مشکلات زیادی دارد که باید مرتفع سازد.علاوه بر مشکلاتی که ذکر شد یکی دیگر از مشکلات چین مشکل پیری جمعیت است که در دراز مدت بر تامین مهندسان و دانشمندان و دیگر مشاغل تاثیر خواهد گذاشت و نیازمند ایجاد تغییرات در منابع جامعه برای حمایت از آن هایی است که دیگر کمتر تولید خواهند نمود.همچون بسیاری از جنبه های زندگی چینیان نظیر تخریب محیط زیست چین در حال انجام مسابقه ای است که علم و ثروت لازم را برای حل یا بهبود مشکلات خود قبل از این که مشکلات کشور را از پای در آورد تحصیل نماید. برنامه ی توسعه معرف یک راهبردی برای پیروزی در این مسابقه است و اطمینان از این که توان رقابت دراز مدت در صحنه ی تغییرات سریع و شگفت انگیزی را که در دنیای علم و فن آوری در حال وقوع است داراست.             








[1]  - Wen Jiabao



[2] -Three Gorges



[3] - Zizhu chuangxin



[4] - liangdan yixing



[5] - People’s Daily



[6] -Habrin



[7] -Heilongjiang



[8] -gui hua



[9] - jihua



[10] - China Voice II



[11] - Nature



[12] -Yi Rao



[13] - Bai Lu



[14] - Chen-lu Tsou



[15] - Muming Poo