سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
مطالب خواندنی - زبان و هنر
   1   2      >

جملات بزرگان

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 1/5/90 9:35 صبح

 


   " ما ندرتاً دربار? آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیش? چیزهایی هستیم که نداریم.  شوپنهاور


 


   " آنکه می تواند ، انجام می دهد،آنکه نمی تواند انتقاد می کند "  . جرج برنارد شاو


 


   " لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند "  . علی شریعتی


 


   " تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت "  .  لویی پاستور


 


   " باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند   "  . فردریش نیچه


 


   " کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است  "  .   نادر شاه افشار


 


   اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر معنی نداشت. موریس مترلینگ


 


   بهترین چیزها زمانی رخ می دهد که انتظارش را نداری. گابریل گارسیا مارکز


 


   " لازم نیست گوش کنید، فقط منتظر شوید . حتی لازم نیست منتظر شوید ، فقط بیاموزید آرام و ساکن و تنها باشید. جهان آزادانه خود را به شما پیشکش خواهد کرد تا نقاب از چهره‌اش بردارید انتخاب دیگری ندارد؛ مسرور به پای شما در خواهد غلطید " . فرانتس کافکا


 


   " گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشف خواهد شد "  . جبران خلیل جبران



 


  اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . ارد بزرگ


 


   " کسی که دارای عزمی راسخ است ،جهان را مطابق میل خویش عوض می کند "  . گوته


 


   " پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی"  . مهاتما گاندی


 


   " کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد  "  .  فردوسی خردمند


 


   " تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است " . انگلس


 


   " بیشترین تأثیر افراد خوب زمانى احساس مى شود که از میان ما رفته باشند "  .  امرسون


 


   " از دیروز بیاموز. برای امروز زندگی کن و امید به فردا داشته باش"  . آلبرت انیشتن


 


   " برای اداره کردن خویش ، از سرت استفاده کن . برای اداره کردن دیگران ، از قلبت "  . دالایی لاما


 


   " انسان باید از هر حیث چه ظاهر و چه باطن , زیبا و آراسته باشد "  . چخوف


 


   " لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم ، تمام هستی کامل و منور شد "  . بودا


 


   " تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند "  . گراهام بل


 


 


 


جسد فرعون

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 1/5/90 9:26 صبح

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981م زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای
برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل شود . هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین
نشست،بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند
پس از اتمام مراسم،جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به
همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه،آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند . رئیس این
گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد
داشتند،او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود .تحقیقات پرفوسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی
شب نتایج نهایی ظاهر شد
بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج
کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد،آن را مومیایی کرده اند . اما مسئله ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده
بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد باقی مانده است در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او
بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا ) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که
نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مور غرق شدن فرعون است.
ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست
مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.
در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را
خبر داده است. حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این
مومیایی در سال 1898م و تقریبا درحدود دویست سال قبل کشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا
شده است؟ چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم
آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟
موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر میکرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات
جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از
نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمیآورد.. و با خود میگفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟ و آیا
ممکن است که محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟ 
او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.
پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر
کشورهای اسلامی گرمت تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز
کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:

{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]

امروز فقط بدن تو را نجات میدهیم تا برای افراد پس از خودت درسی باشد. هر چند خیلی از مردم از آیات ما غافلند...  

این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد:
من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم.
موریس بوکای بار تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده ذر
عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.وبر ایمان او به
کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید).
حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتابی بود بنام( قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید).

(برگرفته شده از بیداری اسلامی)

برداشت دیگران

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 1/5/90 9:17 صبح

 کودکی که لنگه کفشش را امواج از او گرفته بود ؛


روی ساحل نوشت : دریا دزد است

* مردی که از دریا ماهی گرفته بود

روی ساحل نوشت :  دریا سخاوتمندترین سفره ی هستی است

           * موج دریا آمد و جملات را با خود محو کرد و این پیام را به جا گذاشت:

برداشت دیگران در مورد خود را در وسعت خویش حل کنیم

ویتامین سی و میگو

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 26/2/90 9:4 صبح








In Taiwan, a woman suddenly died unexpectedly with signs of bleeding from her ears, nose, mouth & eyes. After a preliminary autopsy, it was diagnosed death due to arsenic poisoning. Where did the arsenic come from?
The police launched an in-depth and extensive investigation. A medical school professor was invited to come to solve the case.
The professor carefully looked at the contents from the deceased"s stomach, in less than half an hour, the mystery was solved.. The professor said: "The deceased did not commit suicide and neither was she murdered, she died of accidental death due to ignorance!"
Everyone was puzzled, why accidental death? The professor said: "The arsenic is produced in the stomach of the deceased." The deceased used to take "Vitamin C" everyday, which in itself is not a problem. The problem was that she ate a large portion of shrimp/prawn during dinner. Eating shrimp/prawn  is not the problem that"s why nothing happened to her family even though they took the same shrimp/prawn. However at the same time the deceased also took "vitamin C", that is where the problem is!
Researchers at the University of Chicago in the United States , found through experiments, food such as soft-shell shrimp/prawn contains a much higher concentration of - five potassium arsenic compounds.
Such fresh food by itself has no toxic effects on the human body! However, in taking "vitamin C", due to the chemical reaction, the original non-toxic - five potassium arsenic (As anhydride, also known as arsenic oxide, the chemical formula for As205) changed to a three potassium toxic arsenic (ADB arsenic anhydride), also known as arsenic trioxide, a chemical formula (As203), which is commonly known as arsenic to the public!
Arsenic poisoning have magma role and can cause paralysis to the small blood vessels, inhibits the activity of the liver and fat necrosis change Hepatic Lobules Centre, heart, liver, kidney, intestine congestion, epithelial cell necrosis, telangiectasia. Therefore, a person who dies of arsenic poisoning will sh ow signs of bleeding from the ears, nose, mouth & eyes.
Therefore; as a precautionary measure, DO NOT eat shrimp/prawn when taking "Vitamin C".



جمله های پند آموز

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 8/2/90 7:15 صبح

شاعر گوید:
دوچیز تیره ی عقل است، دم فروبستن  به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی
بنابراین:
اگر کسی به تو لبخند نمی زند، علت را در لبان بسته ی خود جست وجو کن
و وقتی می توانی با سکوت حرف بزنی، بر پایه های لغزان واژه ها تکیه نکن
***
از زشت رویی پرسیدند:"آن وقت که جمال پخش می کردند، کجابودی؟" پاسخ داد:"درصف کمال."
***
آن چه که با پول می خری، رفع مشکل نیست، پرداخت هزینه است.
***
رفیق پابرهنه ها باش، چرا که ریگی به کفش شان نیست.
***
با تمام فقرعشق را گدایی نکن و با تمام ثروت خریدار عشق مباش.
***
هرکس ساز خودش را می زند. این تو هستی که نباید به ساز کسی برقصی.
***
مردی که کوه را برداشت، کسی بود که با جمع آوری سنگریزه ها شروع کرد.
***
معنای شجاعت: بترس وبلرز وبااین همه، قدمی بردار.
***
هیچگاه تنها نیستی، چرا که می توانی با خدا خلوت کنی.
***
روزی به عقب برمی گردی و به آنچه گریه آور بود، می خندی.
***
آدمی را آدمیت لازم است. عود بی بو، خاصیت هیزم را هم ندارد.
***
با کشتن گنجشک ها، کرکس ها ادب نمی شوند.
***
از آن کس که با تو برخورد می کند یک بار بترس و از آن کس که خودش را به تو می چسباند، هزار بار.
***
فرق نبوغ و حماقت در این است که نبوغ حدی دارد


مادر

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 30/11/89 1:3 عصر

مادر


 


سروده ی : استاد جعفری(سها)


مرا در کودکی این گفته بودند:


که می باید خدا در آسمان دید


به خواب و چشم کس ، هرگز نیاید


و لیکن میتوانش بیکران دید .


به دل گفتم عجب پیچیده رازیست ،


یقینش میتوان با چشم جان دید .


به دنبالش تمام عمر گشتم.


به جان گفتم : "کجایش پس توان دید"؟!


صدایی هی زدم : "کای خسته برگرد."


که این جا می توان او را عیان دید.


بلی ، چشمم به چشم مادر افتاد.


همان نوری که چشمم در اوان دید.


به خود گفتم : "کجایی ای خداجو" ؟


خدا در چشم مادر می توان دید.


راز موفقیت

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 3/8/89 8:58 صبح

مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست؟ سقراط به او گفت: "فردا به کنار نهر آب بیا تا ‌راز موفقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت.
سقراط از او خواست که دنبالش به راه بیفتد.. جوان با او به راه افتاد. به لبه رود رسیدند و ‌به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانه آنها رسید. ‌ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.
جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر ‌قوی بود که او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را ‌خلاصی بخشد.

‌همین که به روی آب آمد، اولین کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه‌اش فرو فرستاد. سقراط از او پرسید "زیر آب چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا." ‌سقراط گفت:

"هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، ‌تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ موفقیت راز دیگری ندارد".

 


مداد باش !!l

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 13/7/89 10:14 صبح

پیرمردی
در حال نوشتن نامه ای بود که نوه اش پرسید: پدر بزرگ، درباره چه می‌نویسید؟ درباره
تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می‌خواهم وقتی
بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی. پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن
ندید: اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام! پدر بزرگ گفت: بستگی دارد
چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج خاصیت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای
تمام عمرت با دنیا به آرامش میرسی . . .



خاصیت اول: می‌توانی کارهای بزرگ کنی،
اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم
این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.



  



خاصیت دوم: باید گاهی از آنچه می نویسی
دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر
کار، نوکش تیز تر می شود (و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس
بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.



خاصیت سوم: مداد همیشه اجازه می دهد برای
پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی
نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است. 



خاصیت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم
نیست، ذغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.



  و خاصیت پنجم: مداد همیشه اثری از خود به جا
می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت
به هر کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی.مداد باش



خاصیت ششم را من از خودم می گویم: مداد
را عمری به اندازه قد اوست پس فرصت را غنیمت دان و تا به انتها نتراشیده شده ای از
ذره ذره ذغال وجودت آثار پر رنگ بگذار چه بسا که در اثر تراشیده شدن های بسیار
شکسته شده و قادر به تراش دادن نشوی و زود رهسپار شوی.


راهرو

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 13/7/89 10:11 صبح

" پشت سرمن قدم برندار، چون ممکن است راه رو خوبی نباشم، 



قبل ازمن نیز قدم برندار، ممکن است من پیرو خوبی نباشم ، 



همراه من قدم بردار و دوست خوبی برای من باش "


روزی سقراط

ارسال  شده توسط  ابوالقاسم آوند در 13/7/89 10:8 صبح

روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی
ناراحت و متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی
و خودخواهی گذ شت و رفت و من از این طرز رفتار
او خیلی رنجیدم."



 سقراط گفت:"چرا
رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری   ناراحت کننده است."



سقراط پرسید:"اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین
افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟"



مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم که
از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود."



سقراط پرسید:"به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و
چه می کردی؟"



مرد جواب داد:"احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم
طبیب یا دارویی به او برسانم."



سقراط گفت:"همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی
که او را بیمار می دانستی،آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست
است،روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی
شود؟ بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش ،نسبت
به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان
رساند.



پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش
خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است.


   1   2      >